یعنی چه
این واژه دو معنای کاملاً متفاوت دارد؛ در زبان عامیانه و جعلی فارسی به معنای خود را به نادانی و خری زدن بهقصد مزاح است. در ریشه عربی به معنای جنبیدن و تکان خوردن شکم چاق هنگام حرکت و همچنین ایجاد صدای خرخر در گلو و بینی (مانند خواب یا خفگی) است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحة روی تاء و خاء اول و ضمه روی خاء دوم به صورت تَخَرْخُر است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه ۵ حرفی «تخرخر» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «خود را به نادانی زدن» یا «صدای خرخر گلو» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به ریشه مورد نظر، در کاربرد عامیانه معادل اصطلاحات تظاهر به نادانی و در ریشه صوتی معادل خرخر کردن است.
به عربی
در زبان عربی فصیح این مصدر برای حرکت شکم یا صدای آوایی آب و گلو استفاده میشود، اما برای معادلسازی معنای عامیانه فارسی آن از تجاهل استفاده میگردد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای مفهوم کنایی فارسی از اصطلاح خوابیدن به روی بلاهت و برای معنای صوتی از واژه هورلاما استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق آن شامل «تجاهل مصلحتی»، «خود را به خری زدن» در کلام عامیانه، و «خرخر» یا «خرناس» در مفهوم صوتی و آواشناسی است.
نماد چیست
این کلمه در فرهنگ عامه و طنز ادبی نماد کسی است که برای فرار از مسئولیت یا به قصد شوخی، خود را عمداً به نادانی میزند. در معنای صوتی نیز میتواند نماد خواب سنگین و بیخبری باشد.
جمعبندی و توضیح کامل تخرخر
واژه «تخرخر» یک کلمه خاص با دو هویت و ریشه کاملاً متفاوت است. در یک سو، این کلمه یک اسم مصدر جعلی و عامیانه در زبان فارسی است که ادیبان یا عامه مردم به شوخی، واژه فارسی «خر» را به باب تفعّل عربی بردهاند تا معنای «خود را به خری و نادانی زدن» یا همان تجاهل مصلحتی را از آن بگیرند. علیاکبر دهخدا نیز در یادداشتهای خود به این ساختار کنایی و مزاحآمیز اشاره کرده است.
در سوی دیگر و در منابع اصیل عربی، این واژه از ریشه صوتی و آواگرای «خرخر» گرفته شده و به معنای ایجاد صدای خرخر در گلو، بینی یا شکم به هنگام خواب و خفگی، یا صدای برخورد آب با مانع است. همچنین در متون فصیح عربی به جنبیدن و تکان خوردن شکمهای بزرگ هنگام راه رفتن اطلاق میشود. این کلمه هیچ کاربردی در قرآن ندارد و کاملاً یک واژه گفتاری، صوتی یا عامیانه به شمار میرود.