یعنی چه
بصره در زبان فارسی به عنوان یک اسم خاص (نام مکان) شناخته میشود. این شهر بندری دومین شهر بزرگ عراق است که در کنار شطالعرب قرار دارد و در تاریخ و تمدن اسلامی، یکی از مراکز اصلی علمی، تجاری و ادبی به شمار میرفته است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با فتح باء و سكون صاد یعنی به صورت بَصْرَه (Basra) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ عبارت «بصره فارسی» به عنوان یک ترکیب ۹ حرفی خودِ واژه است؛ همچنین بر اساس ریشهشناسی تاریخی، گاهی به واژه قدیمی «بسراه» یا «پسراه» نیز اشاره دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی نام این شهر تاریخی و بندری به صورت Basra نگارش و شناخته میشود.
به عربی
در زبان عربی این نام همراه با الف و لام تعریف به صورت «البصرة» به کار میرود که در لغت به معنای زمین سخت و سنگلاخ یا سنگریزه است.
به فارسی
برخی از زبانشناسان و مورخان کهن مانند حمزه اصفهانی معتقدند نام بصره معربشده واژه پارسی «بَسراه» یا «پسراه» است که به مرور زمان در زبان عربی تغییر شکل یافته است.
نماد چیست
بصره در ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی نماد نخلستانهای وسیع و خرما است که ضربالمثل معروف «خرما به بصره بردن» از آن گرفته شده است. همچنین این شهر نماد مکتب نحوی بصره در ادبیات عرب و آغازگاه سفرهای دریایی افسانهای مانند سندباد بحری است.
جمعبندی و توضیح کامل بصره فارسی
واژه بصره در زبان فارسی امروزی عمدتاً به عنوان یک اسم خاص جغرافیایی برای اشاره به شهر و بندرگاه استراتژیک در جنوب عراق استفاده میشود. این شهر در دوران پس از اسلام به یکی از قطبهای علمی، حدیثی و ادبی جهان اسلام تبدیل شد و به همین دلیل جایگاه ویژهای در متون کهن فارسی و عربی دارد.
از منظر ریشهشناسی، دو دیدگاه درباره این واژه وجود دارد؛ برخی آن را واژهای کاملاً عربی به معنای زمین سنگلاخ میدانند و برخی دیگر بر این باورند که این نام از عبارت فارسی «بَسراه» (محل راههای بسیار) یا «پسراه» معرب شده است. در ادبیات فارسی، بصره به خاطر نخلستانهای بیشمارش با مفهوم خرما گره خورده و ضربالمثلهای زیادی را پدید آورده است.
باید توجه داشت که خود واژه بصره مستقیماً در متن قرآن کریم نیامده است، اما همخانوادههای ریشهای آن مانند بصیر و ابصار فراوان به چشم میخورند. این کلمه مترادف مستقیم واژگانی ندارد و تنها مشتقاتی نظیر «بصری» (اهل بصره) از آن حاصل میشود.