یعنی چه
این عبارت در ادبیات فارسی یک اصطلاح کنایهای است و به معنای خوشرویی، بشاش بودن، تازهرویی و داشتن رفتاری گرم و پذیرا با دیگران است. باز شدن و فاصله گرفتن ابروها از هم هنگام لبخند و شادی، ریشهٔ ساخت این کنایه است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت [abru-ferāxi] است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «گشادهرویی» یا «خوشخویی» کاربرد دارد و دقیقاً از ۹ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
به صورت تحتاللفظی نیز میتوان آن را به معادل Open-eyebrowed تشبیه کرد که نشاندهنده گشادهرویی است.
به عربی
در زبان عربی اصطلاحات مربوط به رویکرد مثبت چهره و حالت خندان برای این مفهوم به کار میروند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، مفهوم صمیمیت و چهره باز با اصطلاح خندهرویی بیان میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این واژه شامل عباراتی چون خوشمنشی، تازهرویی، بشاش بودن و خوشخلقی است. در متون کهن مانند اشعار نظامی گنجوی نیز به همین معنی معنوی و رفتاری به کار رفته است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات ایرانی، ابروی فراخ و گشاده نماد بیکینه بودن، آرامش، حسن خلق و استقبال گرم از مهمان است. در نقطه مقابل آن، ابروی گرهخورده یا درهمکشیده نماد خشم، بخل و عبوس بودن به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ابرو فراخی
واژهٔ «ابرو فراخی» برخلاف ظاهرش که ممکن است ذهنیات را به سمت یک ویژگی فیزیکی و ظاهری مانند ابروهای پهن یا فاصله دار ببرد، یک اصطلاح کنایهای عمیق در زبان و ادبیات فارسی است. این ترکیبِ حاصل مصدر مرکب، از دو واژه «ابرو» و «فراخ» ساخته شده و به تغییرات حالت چهره انسان در هنگام شادی، رضایت و لبخند اشاره دارد که در آن عضلات صورت و ابروها از هم باز میشوند.
در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و عمید، این واژه به معنای بشاشت، خوشخویی، گشادهرویی و حسن خلق ثبت شده است. این اصطلاح در اشعار کلاسیک فارسی نیز برای توصیف ملوک و بزرگانی که با روی باز و بدون اخم با دیگران مواجه میشدند، کاربرد داشته و نمادی از صلحطلبی، بیکینه بودن و سخاوت روحی در فرهنگ ایرانی است.