یعنی چه
این واژه دو معنای کاملاً متفاوت دارد؛ در متون لغوی فارسی به عنوان یک اصطلاح ساختگی و ظریف به معنای لبالب و مالامال به کار رفته است. در ریشه عربی، به معنای اسب یا شتری است که سینهبند و مهار در ناحیه سینه (لبب) آن بسته شده باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه در هر دو کاربرد فارسی و عربی به صورت مُلَبَّب (با ضمه ميم و فتح و تشدید باء اول) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، پاسخ این مدخل دقیقاً ۴ حرف دارد و معمولاً با راهنمای «لبالب» یا «پر و مالامال» خواسته میشود.
به عربی
در زبان عربی اصیل، خودِ کلمه به معنای حیوان زینشده است، اما برای رساندن مفهوم لبالب فارسی، از تعابیری مثل ممتلئ استفاده میشود.
به ترکی
برای انتقال مفهوم لبالب و مالامال در زبان ترکی از اصطلاحاتی مانند dolu (پر) یا عباراتی که پر بودن تا لبه را نشان میدهند استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق و اصیل فارسی این کلمه شامل واژگانی نظیر لبالب، لبریز، پر و سرریز شده هستند که فراوانی و اشباع کامل یک ظرف یا فضا را نشان میدهند.
نماد چیست
این کلمه نماد مفهوم خاص و رسمی نیست؛ اما در متون ادبی ظریف فارسی به عنوان نمادی از پر بودن، اشباع و سرریز شدن ظرفیت یا احساسات به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل ملبب
واژه «مُلَبَّب» یک اصطلاح بسیار نادر و کمکاربرد است که دو ریشه و معنای کاملاً مجزا دارد. در زبان عربی، این کلمه از ریشه «لبب» گرفته شده و در حوزه دامداری و سوارکاری قدیم، به اسب، شتر یا چهارپایی اصطلاح میشد که پیشبند، زین یا سینهبند مهارکننده بر آن بسته شده باشد.
از سوی دیگر، در لغتنامههای معتبر فارسی مانند دهخدا و غیاثاللغات اشاره شده که ادیبان و ظریفان اهل ادب، این کلمه را به شوخی و بر وزن کلمات عربی از واژه «لبالب» تراشیدهاند. بنابراین در کاربرد فارسی خود معنای مجازِ پر، مالامال و لبریز را به همراه دارد. این واژه هیچگونه کاربرد و سابقهای در متن قرآن کریم ندارد.