یعنی چه
این عبارت در زبان امروزی به معنای ریشخند کردن، دست انداختن، مضحکه کردن و تحقیر کردن کسی یا چیزی به کار میرود. با این حال، در ریشه اصیل ادبی و لغوی خود در واژهنامههایی مانند دهخدا و معین، به معنای به بیگاری گرفتن، کارِ بیمزد و اجرت کشیدن از کسی، و مطیع و رام کردن با زور و جبر است که به مرور زمان تغییر معنایی یافته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «بِ سُ خْ رِ گِ رِ تِ نْ» (be sokhre gereftan) است که واژه «سُخره» در آن با ضمه حرف سین خوانده میشود، اگرچه در گذشته به کسر سین نیز تلفظ شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، عبارت «به سخره گرفتن» دقیقاً از ۱۱ حرف تشکیل شده است و به عنوان پاسخ برای راهنماهایی نظیر تمسخر کردن، استهزا یا به بیگاری کشیدن کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معادلسازی این عبارت در زبان انگلیسی، بسته به نوع کاربرد امروزی یا قدیمی، افعال متفاوتی وجود دارد. در معنای رایج تمسخر از To mock و در معنای استثمار و بیگاری از To exploit استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد. در زبان عربی معاصر و کلاسیک، مفهوم تمسخر با عباراتی چون الاستهزاء و السخرية بیان میشود و مفهوم تحکم و کار اجباری با التسخیر همخوانی دارد.
در قرآن
مشتقات ریشه «سخر» در قرآن کریم در هر دو جلوه معنایی آمدهاند. در آیه ۳۲ سوره زخرف به صورت «سُخْرِیًّا» به معنای بیگاری و خدمت گرفتن انسانها از یکدیگر در نظام اجتماعی اشاره دارد، و در آیه ۱۱۰ سوره مؤمنون به معنای تمسخر و ریشخند کردن مؤمنان و پیامبران توسط کافران آمده است.
نماد چیست
این عبارت در روانشناسی اجتماعی و ادبیات سلوکی، نماد مادی یا حیوانی خاصی ندارد اما مظهری از تکبر، بیاحترامی، نادانی و تلاش برای بیارزش جلوه دادن دیگران است. در هنرهای نمایشی نیز گاهی ماسکهای کمدی طنزآمیز یا ژستهای دلقکگونه مظهر این مفهوم تلقی میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل به سخره گرفتن
عبارت «به سخره گرفتن» یکی از نمونههای جالب تحول معنایی در زبان فارسی است. این ترکیب که از ریشه عربی «سخر» گرفته شده، در اصل و بنیان لغوی خود در متون کهن به معنای رام کردن، تسخیر کردن و کشیدن کار اجباری و بیمزد (بیگاری) از کسی بوده است. با این حال، به مرور زمان و به دلیل همنشینی لفظی و آوایی با کلمه «مسخره»، تغییر ماهیت داده و امروزه در زبان توده مردم و ادبیات معاصر صرفاً به معنای ریشخند کردن، استهزا و دست انداختن به کار میرود.
بررسی ابعاد این واژه در متون مقدسی چون قرآن کریم نشان میدهد که این دوگانگی معنایی کاملاً ریشهدار است؛ چرا که در برخی آیات به مسئله تسخیر و به خدمت گرفتن نیروها و در برخی دیگر به ماجرای تمسخر پیامبران الهی توسط اقوام پیشین اشاره دارد. این عبارت در هر دو پوسته خود، بار معنایی منفی و استثمارگونهای را حمل میکند که یا جسم فرد (بیگاری) و یا روح و شخصیت او (تمسخر) را هدف قرار میدهد.