یعنی چه
در باورهای اسطورهای و نظامهای فلسفی کهن (مانند حکمت اشراق)، ربالنوع به فرشته، نیرو یا مدبری گفته میشود که از سوی آفریدگار مأمور حفاظت، تدبیر و پرورش یک نوع خاص از جمادات، نباتات، حیوانات یا عناصر طبیعی (مثل آب، آتش و جنگ) شده است.
تلفظ
این واژه ترکیبی از دو کلمه عربی «رَبّ» به معنای صاحب و پروردگار و «النَّوع» به معنی گونه و صنف است و به صورت رَبُّالنَّوع تلفظ میشود. جمع آن در متون فارسی و فلسفی «اربابِ انواع» است.
در جدول
در پاسخ به سوالات طراحان جدول، کلمه «رب النوع» دقیقاً ۷ حرف دارد. بسته به تعداد حروف خواسته شده، کلماتی نظیر الهه، صنم، ایزد و بت نیز ممکن است به عنوان پاسخهای جایگزین مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم اسطورهای از واژگانی چون Deity یا Divinity استفاده میشود. همچنین عبارت God of a specific element (مانند God of War برای ربالنوع جنگ) نیز کاربرد گستردهای دارد.
به عربی
در زبان عربی نیز از همین ترکیب «ربّ النوع» یا ترکیبهای هممعنی مانند «إله النوع» برای توصیف خدایان اساطیری یا عقول مدبر پدیدهها استفاده میشود.
نماد چیست
در فرهنگها و تمدنهای باستانی نظیر یونان، مصر و ایران باستان، هر ربالنوع نماد و مظهر یک پدیده یا ارزش خاص بود؛ به عنوان مثال، آفرودیت یا آناهیتا نماد باروری و آب، مارس یا بهرام نماد جنگ، و آذر مظهر و نگهبان آتش به شمار میرفتند.
جمعبندی و توضیح کامل رب النوع
اصطلاح «ربالنوع» ریشه در همآمیزی فلسفه باستان و اسطورهشناسی دارد. در نگاه مردمان کهن، هر بخش از جهان طبیعت توسط یک نیروی برتر و مستقل هدایت میشد که آن را خدای آن صنف یا ربالنوع مینامیدند. در دوران اسلامی و در بستر فلسفه (بهویژه حکمت اشراق)، این مفهوم بازتعریف شد و به عنوان فرشتگان موکل یا عقول مدبری در نظر گرفته شد که تحت فرمان خالق یکتا، وظیفه تدبیر و پیشبرد امور هر گونه از موجودات را بر عهده دارند.
باید توجه داشت که این ترکیب واژگانی در متن قرآن کریم عیناً به کار نرفته است؛ چرا که فرهنگ قرآنی با تاکید بر تعابیری مانند «رب العالمین»، تکثر ارباب و خدایان پدیدهها را رد کرده و تدبیر تمام امور جهان را به صورت یکپارچه متعلق به ذات باریتعالی میداند. امروزه این واژه بیشتر در ادبیات، متون تاریخی و بررسی اساطیر ملل به چشم میخورد.