یعنی چه
اغتراب در لغت به معنای به غربت افتادن و دور شدن از خانه و وطن است. در مفاهیم مدرن علوم اجتماعی و روانشناسی، این واژه به وضعیت فردی اشاره دارد که دچار حس بیگانگی، جدایی و عدم تعلق نسبت به جامعه، هویت، فرهنگ یا حتی خویشتنِ خود شده است.
تلفظ
این کلمه بر وزن اِفتِعال خوانده میشود؛ همزهٔ اول مکسور و غین ساکن است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند دوری از دیار، غربتنشینی یا بیگانگی روانی به این واژه اشاره دارند.
به انگلیسی
بسته به متن، در مباحث فلسفی و جامعهشناختی از واژه Alienation و در مفهوم فیزیکی مهاجرت از کلمات مربوط به ترک وطن استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه شامل غربت، بیگانگی، ازخودبیگانگی، هجرت، دوری و انسنداشتن با محیط هستند. متضاد مفهومی آن نیز انس، الفت و تعلق خاطر است.
در قرآن
خود واژهٔ «اغتراب» بهصورت مستقیم در متن قرآن کریم به کار نرفته است. با این حال، ریشهٔ سه حرفی آن یعنی (غ ر ب) در کلماتی نظیر «مغرب»، «مشارق و مغارب» و «غربیة» در آیات متعدد دیده میشود.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فلسفه، اغتراب نماد جدایی انسان از اصل ملکوتی خویش و تنهایی او در مادیات است؛ همانند مفهوم غربت در کتاب «قصه الغربة الغربیه» سهروردی یا نینامه مولانا که روایتگر جدایی از نیستان است.
جمعبندی و توضیح کامل اغتراب
واژه اغتراب مظهر یک مفهوم دوگانه است که هم بعد فیزیکی و جغرافیایی دارد و هم بعد روانی و فلسفی. در نگاه سنتی و لغوی، این کلمه صرفاً به معنای مهاجرت، ترک دیار و مأنوسان و سکونت در غربت است. اما با ورود به دنیای مدرن، اغتراب به اصطلاحی کلیدی در جامعهشناسی و روانشناسی بدل شده که پدیده «ازخودبیگانگی» یا جدایی روحی فرد از جامعه و خویشتن را توصیف میکند.
در قلمرو ادبیات عرفانی ایران نیز این مفهوم جایگاه ویژهای دارد؛ چرا که عارفان انسان را مسافری غریب در این جهان مادی میدانند که از موطن اصلی خود (عالم ملکوت) دور افتاده و همواره در سوز و گداز این جدایی است. بنابراین، اغتراب چه در قالب دوری جغرافیایی و چه در قالب بیگانگی روحی، نشاندهنده یک شکاف و تلاش برای بازگشت به اصل است.