یعنی چه
تفجع در لغت به معنای دردمند شدن، اظهار غم و اندوه عمیق، و ناله و شیون بر اثر وقوع یک بلا یا مصیبت ناگوار است. این واژه حالتی را توصیف میکند که فرد قفل اندوه را میشکند و سوز دل خود را با آه و زاری نمایان میسازد.
تلفظ
این واژه بر وزن تفعّل تلفظ میشود. حرف 'ف' و 'ج' دارای فتحه هستند و حرف 'ج' مشدد است؛ در نهایت به سکون 'ع' ختم میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه تفجع به عنوان پاسخ برای طراحانی که رمزهایی چون 'اظهار اندوه' یا 'دردمندی از مصیبت' را هدف قرار دادهاند، یک کلمه ۴ حرفی دقیق است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی مفاهیمی که بیانگر ابراز علنی غم و سوگواری درونی باشند با واژگان فوق معادلسازی میشوند.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و در زبان مبدأ برای بیان اوج حزن و اندوه ناشی از فاجعه به کار میرود.
به فارسی
برابرهای روان فارسی این کلمه شامل مویه کردن، زاری، دردآمدن دل از سختی، سیاهپوشی و سوگ داشتن است.
نماد چیست
تفجع در متون ادبی و تاریخی نمادی از عزاداری عمیق، شیون، ماتم و اوج دلشکستگی انسان در مواجهه با مصیبتهای بزرگ (مانند از دست دادن بزرگان یا وقایع جانگداز تاریخی) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تفجع
واژه تفجع از ریشه عربی «ف ج ع» بر وزن تفعّل ساخته شده است و به حالت ابراز غم، ناله و زاری شدید در اثر یک فاجعه یا مصیبت ناگهانی اشاره دارد. این واژه در ادبیات فارسی و متون مذهبی و تاریخی برای توصیف احوال انسانهای دردمند و سوگوار به کار میرود و تفاوت ظریفی با حزن معمولی دارد، چرا که در تفجع، اظهار و نمود بیرونی اندوه و شیون نیز مستتر است.
همخانوادههای این واژه مانند فاجعه و فجیع به خوبی عمق معنایی آن را که پیوندی ناگسستنی با رویدادهای تلخ و دردناک دارد، عیان میسازند. اگرچه مشتقات این ریشه در متن قرآن کریم به چشم نمیخورد، اما کاربرد آن در ادبیات مرثیه و متون کهن فارسی برای نشان دادن اوج فداکاری و ابراز تاثر، بسیار برجسته است.