یعنی چه
این عبارت اشاره به یک مناقشه تاریخی، فلسفی و جامعهشناختی مشهور در دهه ۱۹۶۰ میلادی در آلمان دارد که میان دو جبهه فکری «عقلگرایی انتقادی» (به رهبری کارل پوپر و هانس آلبرت) و «نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت» (به رهبری تئودور آدورنو و یورگن هابرماس) رخ داد. موضوع اصلی این نزاع، روششناسی علوم اجتماعی، حدود اعتبار علم تجربی و نقش ارزشها و ایدئولوژی در پژوهشهای علمی بود. مکتب فرانکفورت طرف مقابل را به اثباتگرایی مفرط (پوزیتیویسم) متهم میکرد، در حالی که پوپر خود را منتقد پوزیتیویسم منطقی میدانست.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [نِزاع بَر سَرِ پُوزِیتِیوِیسم] است. واژه پوزیتیویسم از ریشه فرانسوی و لاتین وارد فارسی شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع و طراحان سؤالات فلسفی، این عبارت به عنوان پاسخ برای پرسشهایی نظیر «جدال معروف آدورنو و پوپر» یا «مناقشه روششناسی جامعهشناسی آلمان» به کار میرود و دقیقاً دارای ۱۸ حرف است.
به انگلیسی
در متون آکادمیک بینالمللی، این رویداد بیشتر با اصطلاح آلمانی آن یعنی Positivismusstreit یا معادل انگلیسی آن شناخته میشود.
به فارسی
معادلهای روان فارسی این اصطلاح ترکیبی شامل «جدال بر سر اثباتگرایی»، «مناقشه پوزیتیویسم» و «مباحثه روششناختی علوم اجتماعی» است.
نماد چیست
این عبارت فاقد یک نماد فیزیکی، تصویری یا سنتی است؛ اما در تاریخ و فلسفه علم، به عنوان نماد و مظهر تقابل بنیادین میان «علم تجربی-تحلیلیِ ادعاشده بیطرف» و «علم انتقادی-دیالکتیکیِ آمیخته به ارزشهای جامعه» شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل نزاع بر سر پوزیتیویسم
عبارت «نزاع بر سر پوزیتیویسم» یک واژه لغوی ساده نیست، بلکه شناسنامه یک رویداد و مناظره فکری بزرگ در دهه ۱۹۶۰ میلادی است که آینده علوم اجتماعی را تحت تأثیر قرار داد. این نزاع فکری بین فیلسوفان عقلگرای انتقادی مانند کارل پوپر و نظریهپردازان انتقادی مکتب فرانکفورت نظیر تئودور آدورنو جریان داشت.
محور اصلی این اختلافات بر سر این پرسش بود که آیا علوم اجتماعی باید از الگوهای اثباتگرایانه و آماری علوم تجربی پیروی کنند و خود را کاملاً بیطرف نشان دهند، یا اینکه باید به نقد ساختارهای جامعه و افشای نابرابریها بپردازند. این تقابل در نهایت مرزهای بین علم پوزیتیویستی و علم انتقادی را شفافتر کرد.