یعنی چه
این کلمه بسته به کاربرد سه معنی دارد: در لغت و امور اداری به معنی نماینده دارای اختیار و واگذارکننده کار است؛ در علم کلام اسلامی، نام فرقهای است که معتقدند خداوند خلق کرده و امور را تماماً به بندگان یا واسطهها تفویض کرده است؛ در فقه به زنی میگویند که در زمان عقد دائمی، مهریهای برای او تعیین و ذکر نشده است.
تلفظ
این واژه در حالت اسم فاعل (نام فرقه یا زن واگذارکننده مهر) «مُفَوِّضَه» با کسر واو مشدد، و در حالت اسم مفعول (به معنی مأمور و اختیار دادهشده) «مُفَوَّضَه» با فتح واو مشدد تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه با احتساب الف و لام تعریف ۷ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به زمینه متن کلامی، فقهی یا اداری، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در زبان مبدأ به عنوان اسم فاعل یا اسم مفعول به کار میرود.
به فارسی
برگردان دقیق فارسی آن در کاربرد عمومی «سپارنده کار»، «تامالاختیار» یا «مأمور رسمی» است.
نماد چیست
این واژه نماد اسطورهای یا گرافیکی ندارد، اما در اصطلاح نشاندهنده انتقال رسمی وظایف، داشتن اختیارات کامل اداری، یا سپردن یک واقعه حقوقی به دیگری است.
جمعبندی و توضیح کامل المفوضه
واژه «المفوضه» یک اصطلاح چندوجهی با ریشه عربی (ف-و-ض) است که در قلمروهای مختلف معنایی کاربردهای متمایزی دارد. در رایجترین کاربرد لغوی و اداری، این کلمه به معنای شخص یا نمایندهای است که اختیارات تام قانونی به او واگذار شده تا مأموریتی را به سرانجام برساند.
در علوم اسلامی، المفوضه به دو مفهوم کاملاً مجزا اشاره میکند؛ اول در کلام، نام جریانی است که به واگذاری مطلق امور از سوی خدا اعتقاد داشتند و در عقاید شیعه مردود شمرده شدهاند. دوم در فقه، اصطلاحی حقوقی برای توصیف وضعیتی در ازدواج است که در آن عقد بدون تعیین پیشاپیش مهریه جاری میشود و به زن در این حالت «مفوضة البضع» یا «مفوضة المهر» میگویند.