یعنی چه
واژه فطریات در دو حوزه معنایی کاربرد دارد: نخست در فلسفه، روانشناسی و معارف به امور، ادراکات، گرایشها یا ویژگیهای سرشتی و آفرینشی انسان گفته میشود که بدون نیاز به آموزش و تجارب حسی در نهاد او قرار دارند (مانند بدیهیات عقلی). دوم در متون زیستشناسی قدیمی فارسی و عربی، به عنوان اصطلاحی برای اشاره به سلسله قارچها (Fungi) و علم قارچشناسی (فطریاتشناسی) به کار میرفته است.
مترادف
این کلمه با توجه به حوزه معنایی خود، در مباحث عقلی مترادف با امور ذاتی و غریزی است و در زیستشناسی کهن مترادف با قارچها و مخمرهاست.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فِطْرِیّات (با کسر فاء، سکون طاء و تشدید و کسر راء) است که به عنوان اسم جمع مؤنث سالم به کار میرود.
در جدول
پاسخ دقیق ۶ حرفی در جدول کلمات متقاطع خودِ کلمه «فطریات» است. با این حال بسته به طراح جدول، کلماتی نظیر «قارچها» یا «ذاتیات» نیز ممکن است مدنظر باشند.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و در زبان عربی معاصر نیز دقیقاً به همین صورت هم برای مسائل فلسفی-عقیدتی و هم در علم زیستشناسی برای اشاره به قارچها استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق و سره این کلمه در معنای فلسفی شامل واژههایی چون «سرشتیها»، «امور نهادینه» یا «دانشهای درونزاد» است و در معنای طبیعی معادل «قارچها» قرار میگیرد.
در قرآن
خودِ کلمه جمع «فطریات» در متن قرآن مجید به کار نرفته است؛ اما ریشه ثلاثی مجرد آن (ف-ط-ر) و مفاهیم همخانوادهاش به وفور دیده میشوند. بارزترین تجلی این مفهوم در آیه ۳۰ سوره روم است: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا» که به سرشت الهی و توحیدیِ آفرینش انسان اشاره دارد. همچنین واژه «فاطر» (به معنی پدیدآورنده و شکافنده) از نامهای خداوند و عنوان سوره ۳۵ قرآن است.
نماد چیست
این واژه به عنوان یک اصطلاح علمی و فلسفی، نماد گرافیکی یا آیینی مستقلی ندارد؛ اما در فرهنگ معارفی نماد پاکی اولیه روان انسان، گرایش ذاتی به خداشناسی و وجود اصول پایهای و مشترک در عقل بشر پیش از هرگونه آموزشِ بیرونی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل فطریات
واژه «فطریات» یک اصطلاح ریشهدار و مشترک میان علوم عقلی و طبیعی است که ساختاری جمع دارد. در نگاه اول و کاربرد رایج معاصر، این کلمه به مجموعه شناختها، گرایشها و ساختارهای ذهنی و روانی اشاره میکند که انسان بدون نیاز به یادگیری، تجربه حسی یا استدلالهای پیچیده، همراه با خلقت خود به ارث برده است. در الهیات و فلسفه اسلامی، فطریات پایههای اصلی معرفتشناسی و خداشناسی ذاتی انسان را تشکیل میدهند.
از سوی دیگر، این واژه در متون کهن و تاریخ علم زیستشناسی جهان اسلام، به عنوان معادل اصطلاحی برای سلسله قارچها به کار میرفته است. اگرچه امروزه در زبان فارسی کمتر کسی قارچها را فطریات مینامد، اما این کاربرد همچنان در زبان عربی زنده است و در متون دانشگاهی و علمی قدیمی فارسی نیز به وفور به چشم میخورد.
در یک جمعبندی کلی، شناخت فطریات به ما کمک میکند تا مرز میان داشتههای غریزی و سرشتی درون خود را با دستاوردهای اکتسابی، فرآیندهای آموزشی و تأثیرات محیطی به درستی تفکیک کنیم؛ خواه این بحث در قلمرو عقل و روان انسان باشد و خواه در حوزه دستهبندی موجودات زنده.