یعنی چه
سطحی به ویژگی چیزی اشاره دارد که مربوط به سطح، رویه و بخش بیرونی باشد و عمقی نداشته باشد. در مفاهیم ذهنی و تحلیلی، این واژه به نوعی نگاه، فهم یا قضاوت سادهانگارانه، صوری و بدون بررسی دقیق و ریشهای اطلاق میشود.
مترادف
این کلمات همگی نشاندهنده عدم وجود عمق، دقت یا اصالت ریشهای در یک شیء یا مفهوم هستند.
متضاد
این واژهها در نقطه مقابل سطحی قرار دارند و به ویژگیهای عمیق، اساسدار و دقیق اشاره میکنند.
تلفظ
این کلمه متشکل از واژه عربی سَطْح و یای نسبت فارسی است که به صورت ساکن روی ط و کسر روی ح تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، برای راهنمای کمعمق یا ظاهری، کلمه ۴ حرفی «سطحی» پاسخ اصلی است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم سطحی در زبان انگلیسی بسته به متن از واژگان فوق استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل سطحی
واژه سطحی از ریشه عربی سَطْح به معنای گستردن و پهن کردن گرفته شده است که با پیوستن به یای نسبت در زبان فارسی، صفت نسبی را تشکیل میدهد. در معنای مادی، این واژه به هر چیزی که بر رویه و پوسته بیرونی قرار دارد و فاقد عمق فیزیکی است اشاره دارد.
در کاربردهای کنایی و انتزاعی، سطحی بودن ویژگی نگاهها، تحلیلها یا رفتارهایی است که بدون توجه به ریشهها، علل بنیادی و باطن امور، تنها بر اساس نشانههای ظاهری و قضاوتهای شتابزده شکل میگیرند. این مفهوم در ادبیات مدرن و روانشناسی معمولاً در مقابل نگاه تحلیلی، ژرف و عمیق قرار میگیرد.