یعنی چه
این عبارت به معنای کسی است که از نسل یا منسوب به قوم باستانی عاد (قوم حضرت هود) باشد. در مفهوم کنایی و مجازی، به دلیل ویژگیهای معروف این قوم در تاریخ، به افراد بسیار بلندقامت، قویجثه و نیرومند و یا انسانهای مغرور و سرکش اشاره دارد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ فارسی «فرزند» با فتحِ فاء و سکونِ راء و زاء، و واژهٔ عربی «عاد» با الف ممدوده تشکیل شده است که با کسرهٔ اضافه به هم متصل میشوند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت خودِ «فرزند عاد» (۸ حرف) است. بسته به تعداد حروف طراح، ممکن است از کلماتی چون «عادی» یا «عادزاد» نیز استفاده شود.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم در زبان انگلیسی از عبارات توصیفی مربوط به تبار این قوم یا واژه اصطلاحی Adite استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از ساختارهای نسبی و مضاف مضافالیه برای رساندن مفهوم بازماندگان این قوم استفاده میشود.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و متون اخلاقی، فرزند عاد نماد قدرت بدنی فوقالعاده، قامت بلند و تمدنهای صخرهای مستحکم است. از سوی دیگر، این اصطلاح به عنوان نمادِ سرکشی، تکبر در برابر حق، تکیه بر قدرت مادی و در نهایت زوال و نابودی ناگهانی در اثر غرور شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل فرزند عاد
عبارت «فرزند عاد» یک واژه مستقل لغوی در زبان فارسی نیست، بلکه یک ترکیب توصیفی و کنایی است که ریشه در روایات تاریخی و قرآنی مربوط به «قوم عاد» دارد. این قوم که در سرزمین احقاف زندگی میکردند، به قامتهای بلند، نیرومندی جثه و مهارت در ساختن بناهای باشکوه شهره بودند، اما به دلیل تکذیب پیامبرشان، حضرت هود (ع)، گرفتار عذاب الهی شدند.
در کاربردهای ادبی و تفسیری، اصطلاح فرزند عاد یا عادیان مجازاً برای اشاره به انسانهای بسیار قویجثه، تنومند و بلندقامت به کار میرود. همچنین در متون اخلاقی، این تعبیر یادآور مفهوم «قدرتِ بدون ایمان» و سرنوشت شومِ غرور و سرکشی در برابر حق است و نشان میدهد که نیروی مادی و تمدنهای به ظاهر استوار، مانع از زوال و آسیبپذیری انسان نمیشوند.