یعنی چه
واژه مُنساق از ریشه عربی «سوق» گرفته شده و به معنای کسی یا چیزی است که به سمتی هدایت یا کشانده شده است. این واژه در متون ادبی و فقهی به معنای فرد یا جریانی به کار میرود که بدون مقاومت، همراه و تابع جریان دیگری میشود و از خود اراده مستقلی نشان نمیدهد. همچنین به معنای امر منظم و همسیاق نیز استفاده میشود.
تلفظ
این کلمه با ضم میم (مُ)، سکون نون (نْ)، فتح سین (سَ) و الف کشیده تلفظ میشود: مُنْساق.
در جدول
در کلمات متقاطع جدول، واژه منساق به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای راهنماهایی چون «راندهشده»، «سوقیافته»، «پیرو و مطیع» یا «مرتب و منظم» قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، میتوان از معادلهای متفاوتی استفاده کرد؛ در حالت فیزیکی driven یا guided و در حالت رفتاری compliant یا carried away مناسبترین برگردانها هستند.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این کلمه شامل «سوقیافته»، «روانه»، «فرمانبردار»، «پیرو» و در برخی متون «همسیاق» یا «منظم» است.
در قرآن
عین واژه «مُنْساق» در متن کتاب قرآن به کار نرفته است؛ اما افعال همریشه آن مانند «ساقَ» و «سِیقَ» بارها استفاده شدهاند. با این حال، این واژه در متون دینی معتبر نظیر صحیفه سجادیه (مانند عبارت السَّحَابِ الْمُنْسَاقِ به معنی ابر روانه و سوق داده شده) و اصطلاحات فقهی مثل «المنساق إلی الذهن» (آنچه از کلام به ذهن متبادر میشود) کاربرد فراوان دارد.
نماد چیست
منساق در اصطلاحات معنایی و ادبی، نماد و مظهر حرکت ناخودآگاه، تسلیم شدن به شرایط محیطی یا هوسها، و از دست دادن اختیار و اراده شخصی در برابر یک نیروی سوقدهنده بیرونی است.
جمعبندی و توضیح کامل منساق
واژه مُنساق یک صفت مفعولی از زبان عربی (باب انفعال از ریشه سوق) است که ورود آن به زبان فارسی بیشتر در متون ادبی، فقهی، دینی و حقوقی صورت گرفته است. معنای هستهای این واژه به هدایت شدن، رانده شدن یا حرکت کردن به سمتی خاص تحت تأثیر یک عامل بیرونی اشاره دارد. از همین رو، هم در معنای مادی (مانند ابری که باد آن را سوق میدهد) و هم در معنای انتزاعی و رفتاری (مانند انسانی که مطیع و تابع جریان خاصی میشود) کاربرد دارد.
در اصطلاحات علمی و حوزوی، تعابیری همچون «منساق به ذهن» به معنای مفهومی است که چیدمان کلمات خودبهخود ذهن مخاطب را به آن سو میکشاند. شناخت این کلمه به درک بهتر متون کلاسیک فارسی و ادعیه اسلامی کمک شایانی میکند و در حل جداول کلمات متقاطع نیز به عنوان یک واژه ۵ حرفی با مفهوم پیرو یا راندهشده کاربرد دارد.