یعنی چه
واژه «لازم» به معنای ضروری، واجب، بایسته و چیزی است که وجود یا انجام آن حتمی و ناگزیر باشد. این کلمه ریشه در زبان عربی دارد و از اسم فاعل «ل ز م» به معنی همراه بودن و جدا نشدن گرفته شده است. همچنین در اصطلاح دستور زبان فارسی، به فعلی «لازم» یا ناگذر میگویند که برای کامل شدن معنای خود تنها به نهاد نیاز دارد و مفعول نمیپذیرد.
مترادف
واژههای هممعنی که میتوانند در جملات مختلف به جای لازم قرار گیرند و مفهوم ضرورت و ناگزیری را برسانند.
متضاد
کلماتی که مفهوم مقابل لازم را میرسانند؛ چه در معنای عمومی (اختیاری و زاید) و چه در معنای دستوری (متعدی).
هم خانواده
واژههای همریشه که از حروف اصلی «ل ز م» مشتق شدهاند و مفاهیمی چون وابستگی، پایداری و ضرورت را در خود دارند.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلمه لازم معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحانی است که مفهوم واجب یا ضروری ۴ حرفی را طلب میکنند.
به انگلیسی
معادلهای پرکاربرد زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم لزوم، فوریت و نیازمندی شدید در متون رسمی و روزمره.
جمعبندی و توضیح کامل لازم
کلمه «لازم» از ریشه عربی «ل ز م» به معنای همراهی، پایداری و جدا نشدن وارد زبان فارسی شده است. این واژه در گفتگوهای روزمره و متون رسمی کاربرد بسیار گستردهای دارد و نشاندهنده اهمیت بالا، فوریت یا نیازمندی شدید به یک شیء، کار یا مفهوم است، به طوری که بدون آن هدف مورد نظر محقق نمیشود.
علاوه بر کاربرد عمومی، این کلمه در ادبیات و دستور زبان فارسی نیز جایگاه تخصصی دارد؛ جایی که به افعال ناگذر (افعالی که برای کامل شدن معنای خود نیازی به مفعول ندارند و تنها با فاعل یا همان نهاد کامل میشوند) فعل لازم میگویند. مفهوم این واژه با پایداری، پایبندی و پیوستگی منطقی گره خورده است.