یعنی چه
این اصطلاح به معنای افکندن اندیشههای موهوم، شکبرانگیز و محرک در دل و دماغ کسی است تا او را به سمت خطایی سوق دهد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی به صورت [vasvase nahādan] است.
در جدول
پاسخ جدول برای اصطلاح ده حرفی ایجاد دغدغه و شک در دل، «وسوسه نهادن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از افعال عبارتی و واژگانی که به مفهوم القای پنهانی تردید یا جاذبههای منفی اشاره دارند، استفاده میشود.
به عربی
در عربی، مفاهیم مرتبط با این واژه بیشتر پیرامون مایه رباعی وسوسه و اغوا شکل گرفتهاند.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این اصطلاح در زبان فارسی شامل تحریک کردن، فریب دادن، القای شک و وسوسهانگیختن است. شاهد لغوی آن در تاریخ بیهقی آمده است: «شيطانِ خذلان در دل و دماغ او وسوسه نهاد...»
در قرآن
خود این ترکیب فعلی فارسی در قرآن نیست، اما ریشه عربی آن ۵ بار آمده است؛ مانند «فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ» (پس شیطان او را وسوسه کرد) و آیه «الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ» در سوره ناس.
نماد چیست
در فرهنگ دینی، اسطورهای و ادبیات عرفانی، نماد بیرونی وسوسه نهادن «شیطان» یا «مار» است و بزرگترین نماد درونی آن «نفس اماره» یا زمزمه پنهان دل به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل وسوسه نهادن
اصطلاح «وسوسه نهادن» یک مصدر مرکب فعلی در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «وسوسه» (به معنی پچپچ پنهانی و افکار شکبرانگیز) و واژه اصیل فارسی «نهادن» (به معنی قرار دادن و گذاشتن) ساخته شده است. این اصطلاح به لحاظ ریشهشناسی و ساختار معنایی به مفهوم «قرار دادن و افکندن وسوسه و تردید در دل یا ذهن دیگری» اشاره دارد.
اگرچه این ترکیب امروزه در گفتار روزمره کمتر به کار میرود و بیشتر شکلِ «وسوسه کردن» یا «وسوسه انداختن» جایگزین آن شده است، اما در متون کهن مانند تاریخ بیهقی به عنوان یک تعبیر بلیغ برای بیان تاثیرات منفی و اغواگرانه شیاطین و خطورات ذهنی استفاده میشده است.
در بافت متنهای عرفانی و اخلاقی، این واژه مستقیماً با عملکرد نفس اماره و ابلیس گره خورده است که با ظرافت و پنهانکاری، بذر شک، تردید و تمایلات نادرست را در حریم افکار انسان میکارند تا او را از مسیر هدایت و آرامش بازدارند.