یعنی چه
این واژه در معنای حقیقی به چوبی اشاره دارد که رطوبت آن تبخیر شده و معمولاً برای سوخت (هیزم) یا مصارف صنعتی به کار میرود. در ادبیات و گفتگوهای روزمره، این اصطلاح به عنوان کنایه برای توصیف افراد سختگیر، بیتحرک، خشک یا فاقد احساسات و عاطفه نیز استفاده میشود.
مترادف
تلفظ
تلفظ این ترکیب وصفی به صورت روان با کسرهٔ اضافه بین دو واژه صورت میگیرد: چوب (čūb) + خُشک (xošk).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «چوب خشک» دقیقاً از ۶ حرف تشکیل شده است. بسته به طراح جدول، کلمات هممعنی مانند هیزم یا حطب نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
به عربی
به ترکی
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، چوب خشک نماد انسانهای سخت و تغییرناپذیر است که شکل نمیگیرند؛ همانطور که در ضربالمثلها میگویند چوب تر را میتوان پیچاند اما چوب خشک جز با آتش راست نمیشود. همچنین در متون دینی و قرآنی (مانند آیه ۴ سوره منافقون: کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ) به عنوان نمادی از انسانهای بیپایه، توخالی و ظاهر فریبندهای که عمق و ایمانی ندارند، به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل چوب خشک
عبارت «چوب خشک» یک ترکیب وصفی اصیل در زبان فارسی است که از دو واژه کهن «چوب» (با ریشه فارسی میانه) و «خشک» (با ریشه هندواروپایی) تشکیل شده است. این اصطلاح در وهله اول به مادهای طبیعی اشاره دارد که آب و رطوبت خود را از دست داده و معمولاً به عنوان هیزم برای سوختن یا ساخت وسایل استفاده میشود و در زبانهای دیگر معادلهایی نظیر Firewood یا حطب دارد.
از جنبه کنایی و ادبی، این عبارت کاربرد گستردهای در توصیف رفتارهای انسانی دارد. چوب خشک نماد بارز بیاحساسی، عدم انعطاف و تربیتناپذیری است. این ویژگی باعث شده تا در ضربالمثلها و حتی تمثیلهای قرآنی، برای نشان دادن انسانهای بیروح، توخالی و کسانی که در برابر حق و تغییر موضع مقاومت مشخصی دارند، استفاده شود.