یعنی چه
القرح در لغت به معنی پوست کندن، ایجاد اثر زخم یا آسیب فیزیکی بر بدن است. این واژه در متون کهن، فقهی و پزشکی قدیم به جراحتهایی اطلاق میشد که پوست را میشکافد و گاهی خون یا چرک از آن جاری میشود.
تلفظ
این کلمه با فتح قاف و سکون راء تلفظ میشود و الف و لام آن هم در خواندن به صورت همزه وصل عمل میکند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف (۵ حرف) خودِ «القرح» است و واژههای مترادفی مثل جرح یا ریش نیز کاربرد دارند.
به عربی
در خود زبان عربی، القرح با کلماتی چون الجرح یا الاذی هممعنی است و ریشه آن (قرح) دلالت بر ایجاد اثر جراحت دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه کلماتی مانند زخم، جراحت، ریش و آسیب فیزیکی بدن هستند که در متون کهن به وفور دیده میشوند.
در قرآن
این واژه در آیات ۱۴۰ و ۱۷۲ سوره آلعمران آمده است. در آیه ۱۴۰ میفرماید: «إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ»؛ یعنی اگر در جنگ احد به شما زخمی رسید، به دشمنان نیز در بدر زخمی همانند آن رسیده است.
نماد چیست
این کلمه در فرهنگ عامه نماد خاصی ندارد، اما در ادبیات عرفانی و تفاسیر مذهبی به عنوان نمادی از رنجهای سازنده، آزمونهای سخت الهی در تقابل حق و باطل، و تجلی استقامت شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل القرح
واژه القرح ریشهای اصیل در زبان عربی دارد و به معنای زخم، جراحت و آسیبهای فیزیکی وارده بر بدن است. این کلمه با ورود به زبان فارسی، در ادبیات کهن، متون پزشکی قدیم و مباحث قرآنی جایگاه ویژهای پیدا کرد. ریشه سه حرفی آن (قرح) بر اثرگذاری و شکافتن پوست دلالت دارد که مفاهیمی مثل قریحه (به معنای ذوقی که سینه را میشکافد و جاری میشود) نیز از آن مشتق شدهاند.
بیشترین شهرت این واژه به دلیل کاربرد آن در قرآن کریم و سوره آلعمران است که به آسیبها و جراحتهای مسلمانان در جنگ احد اشاره دارد و از آن به عنوان یک قاعده برای تسلای خاطر مؤمنان استفاده میکند. در نگاهی کلی، القرح نهتنها یک اصطلاح فیزیکی برای جراحت، بلکه در ادبیات استعاری نمادی از رنج، تابآوری و آزمونهای سخت زندگی است.