یعنی چه
واژه مبقیه (صفت فاعلی مؤنث از باب افعال) به معنای نگهدارنده و حفظکننده است. این کلمه یک واژه معمولی و کلاسیک به شمار میرود و کاربرد اصطلاحی و فلسفی ویژهای دارد؛ به این معنا که پس از پدید آمدن یک شیء، عاملی وجود دارد که سبب بقا و استمرار حضور آن در طول زمان میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مُبْقِیَة (مُبْقِیَه) است که حرف اول آن دارای ضمه، حرف دوم ساکن، حرف سوم مکسور و حرف چهارم دارای فتحه است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «باقیگذارنده»، «نگهدارنده» یا «علت استمرار پدیدهها»، واژه ۵ حرفی «مبقیه» به کار میرود.
به انگلیسی
در بافتهای فلسفی و کلامی، برای رساندن مفهوم علتی که حافظ بقای معلول است از اصطلاحات Sustaining cause یا Conserving cause استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه اصیل عربی دارد، هرچند در کاربردهای مستقل و روزمره زبان عربی کلاسیک کمتر به این صورت ساختاری دیده میشود و واژگانی نظیر «باقية» یا «متبقية» برای مفهوم عامِ باقیمانده رایجترند.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون «پایدارکننده»، «حافظ»، «نگهدارنده وجود» و «استمراردهنده» است که مفهوم ابقای یک وضعیت را میرسانند.
در قرآن
عین واژه «مبقیه» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال ریشه سه حرفی آن (ب-ق-ی) در قالب مشتقات محوری و پرکاربردی مانند «الباقیات الصالحات»، «بقیت الله» و صفت الهی «الباقی» بارها مورد استفاده قرار گرفته که همگی بر مفهوم ثبات و جاودانگی دلالت دارند.
جمعبندی و توضیح کامل مبقیه
واژه «مبقیه» از ریشه عربی (ب-ق-ی) و صفت فاعلی مؤنث است که در لغت به معنای باقیگذارنده، پایدارکننده و حفظکننده است. این واژه در زبان فارسی روزمره کاربرد عمومی زیادی ندارد و غالباً با کلماتی مثل باقی یا باقیه جابهجا میشود، اما جایگاه اصلی و بسیار مهم آن در اصطلاحات فلسفی و کلامی است.
در فلسفه اسلامی، دانشمندان تفکیک دقیقی میان «علت موجده» (علتی که چیزی را پدید میآورد) و «علت مبقیه» (علتی که وجود آن چیز را لحظه به لحظه حفظ میکند) قائل میشوند. برای مثال، بنا علت موجده ساختمان است اما پس از رفتن او ساختمان باقی میماند؛ در حالی که جریان برق علت مبقیه روشنایی لامپ است و به محض قطع شدن، نور نیز از بین میرود. فلاسفه خداوند را علت مبقیه تمام جهان هستی میدانند که فیض وجود را به طور مستمر افاضه میکند.