یعنی چه
این اصطلاح در معنای لغوی به کسی اشاره دارد که به دلیل فقر، قحطی یا شرایط سخت، زمان زیادی را بدون غذا سپری کرده و نحیف شده است. در مفهوم کنایی و ادبی، به انسانهای صبور، بااصالت و محنتکشیدهای گفته میشود که طعم سختی را چشیدهاند و برعکس افراد تازه به دوران رسیده، چشم و دل سیر هستند.
تلفظ
تلفظ این صفت مرکب در زبان فارسی معیار به صورت [go-ros-na-gi ka-shi-de] است.
در جدول
در معماها و جداول متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف، خود واژه یا مترادفهایی مثل قحطیزده و بینوا است.
به انگلیسی
برای توصیف این حالت در زبان انگلیسی از واژگانی که به فقر غذایی شدید یا گرسنگی طولانیمدت اشاره دارند، استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی متناسب با شدت گرسنگی و میزان تحمل فرد، از ترکیبها و صفات فوق استفاده میشود.
در قرآن
عین این عبارت مرکب فارسی در قرآن کریم وجود ندارد؛ اما مفاهیم مرتبط با آن مانند «جُوع» (گرسنگی) در سنجه آزمایشهای الهی و واژه «مَخْمَصَة» (قحطی و گرسنگی شدید) در آیاتی نظیر آیه ۱۴ سوره بلد («أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ» - یا غذا دادن در روز مجاعه و گرسنگی) به کرات بیان شده است که بر لزوم دستگیری از این افراد تاکید دارد.
جمعبندی و توضیح کامل گرسنگی کشیده
عبارت «گرسنگی کشیده» یک صفت مرکب فاعلی/مفعولی در زبان فارسی است که از دو بخش «گرسنگی» (ریشه پهلوی به معنی نیاز به طعام) و «کشیده» (از مصدر کشیدن به معنی تحمل کردن) ساخته شده است. این واژه در وهله اول وضعیت فیزیکی فردی را توصیف میکند که دچار سوءتغذیه، لاغری مفرط و محرومیت از غذا شده است.
در ادبیات و فرهنگ عامه، این اصطلاح بار معنایی کنایی ظریفی نیز به همراه دارد؛ به طوری که گاه نماد مناعت طبع، سازگاری عارفانه و اصالت است. انسان گرسنگیکشیده کسی است که سرد و گرم روزگار را چشیده و در برابر سختیها به پختگی رسیده است، از این رو در رفتارهای اجتماعی خود دچار ولع و طمعِ ناشی از ندیدبدیدی نمیشود.