یعنی چه
طمعکاری به معنای زیادهخواهی، افزونطلبی، چشمداشت به مال یا موقعیت دیگران، و آزمندی شدید است؛ حالتی که فرد به داشتههای خود قانع نیست و با خواهشِ نفسانیِ مفرط، خواهان به دست آوردن چیزهای بیشتر، غالباً فراتر از حق خود است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت «طَمَعکاری» (طَ مَ ک ا ر ی) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این واژه بسته به تعداد حروف میتواند خودِ «طمعکاری» (۷ حرف)، «حرص» (۳ حرف)، «ولع» (۳ حرف) یا «آزمندی» (۶ حرف) باشد.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای انگلیسی برای این واژه شامل Greed و Greediness (طمع و شکمپرستی معنایی)، Covetousness (چشمداشت به مال دیگران) و Avarice (آزمندی شدید) هستند.
به فارسی
برگردانها و واژههای اصیل فارسی هممعنی با آن شامل آزمندی، آزورزی، افزونخواهی، زیادهطلبی و در اصطلاح عامیانه دندانگردی است.
نماد چیست
در ادبیات اخلاقی و نمادشناسی، طمعکاری نماد دلبستگی افراطی به دنیا و ضعف قناعت است. در نمادشناسی حیوانی، «خوک» و «موش» (به خاطر ذخیرهسازی بیهوده)، و در فرهنگ عامه «رنگ زرد» (بر اساس ضربالمثل طمعکار رنگش زرد است) از نشانههای آن به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل طمعکاری
طمعکاری یک صفت اخلاقی مذموم و به معنای تمایل افراطی و خارج از حد اعتدال برای کسب مادیات، مقام یا منافع شخصی است. این واژه از ترکیب ریشه عربی «طَمَع» و پسوندهای فارسی «-کار» و «ی» ساخته شده است و نشاندهنده حالتی است که در آن فرد هیچگاه از داشتههای خود احساس رضایت و آرامش نمیکند.
در دیدگاههای قرآنی و متون اخلاقی، اگرچه طمع در امور معنوی (مانند طمع به مغفرت الهی) مثبت تلقی شده، اما طمعکاری مادی و شهوانی به شدت نفی شده است. این رذیله اخلاقی نقطه مقابل قناعت و مناعت طبع قرار دارد و در ادبیات کلاسیک فارسی، انسان طمعکار به موجوداتی همچون مگسِ روی شیرینی یا سگِ بر سر لاشه تشبیه شده است که نشاندهنده بیارزش شدن کرامت انسانی در اثر زیادهخواهی است.