یعنی چه
در ادبیات کلاسیک، این اصطلاح به کل آثار ادبی در دو قالب اصلی اشاره دارد؛ «منثور» به معنای پراکنده و مجازاً سخن منثور (نثر بدون وزن و قافیه) و «منظوم» به معنای به رشته کشیده شده و مجازاً شعر (سخن موزون و مقفی) است. ترکیب آنها تمامیت کلام و ادبیات را نشان میدهد.
تلفظ
واژهٔ مَنْثور با سکون نون و ثاء مضموم، و واژهٔ مَنْظُوم با سکون نون و ظاء مضموم تلفظ میشود.
در جدول
در سؤالات جدول کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً خود «منثور و منظوم» با ۱۱ حرف است و یا بسته به تعداد طراح، معادلهایی چون نظم و نثر کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای بیان بخش منثور از واژه Prose و برای بخش منظوم از واژگان Verse یا Poetry استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این ترکیب ادبی، «پراکندهسخن و سخن موزون» یا به طور سادهتر همان «نثر و شعر» است.
در قرآن
ترکیب اصطلاحی «منثور و منظوم» در متن قرآن نیست؛ اما ریشه «نثر» در آیه ۲۳ سوره فرقان به صورت «هَبَاءً مَنْثُورًا» (گردی پراکنده) آمده است. از نظر ساختاری نیز قرآن فراتر از تقسیمبندی سنتی نظم و نثر و در اوج فصاحت کلام وحی قرار دارد.
جمعبندی و توضیح کامل منثور و منظوم
عبارت «منثور و منظوم» یکی از زوجهای اصطلاحی و بنیادین در ادبیات فارسی و عربی است که برای طبقهبندی تمام گونههای نوشتاری و گفتاری به کار میرود. کلمه منثور از ریشه نثر به معنای افشاندن و کلام بدون وزن است و منظوم از ریشه نظم به معنای به رشته کشیدن مروارید و کلام شعرگونه است. ترکیب این دو اصطلاح در کنار هم، استعارهای از کل میراث ادبی یک زبان به شمار میرود.
در سنت ادبی، سخنِ خوبِ منثور را به جواهراتِ پراکنده و ارزشمند، و سخنِ منظوم را به گردنبندی از مرواریدهای به رشته کشیده شده تشبیه میکردند؛ از این رو ترکیب منثور و منظوم جلوهای از کمال بیان، عقل، احساس و هنر را به طور یکجا به نمایش میگذارد. کتابهایی مانند گلستان سعدی که آمیزهای از شاهکارهای نثری و قطعات شعری هستند، بهترین نمونههای عینی آثار منثور و منظوم در تاریخ زبان فارسی به شمار میروند.