یعنی چه
آشفته صفت مفعولی از مصدر آشفتن است و به حالت یا ویژگی کسی یا چیزی اشاره دارد که نظم طبیعی خود را از دست داده، دچار پریشانی، سردرگمی یا اضطراب درونی شده و یا ظاهر آن درهمریخته و ژولیده است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواسته شده میتوانید از واژههایی مانند پریشان، مختل، ژولیده یا مشوش استفاده کنید.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن و منظور (آشفتگی ذهنی یا بینظمی ظاهری) از این معادلها استفاده میشود.
به عربی
این کلمات در زبان عربی به خوبی حالت پریشانی درونی یا بینظمی ساختاری واژه آشفته را میرسانند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشیاء درهمریخته از Dağınık و برای حالات روحی پریشان از معادلهای دیگر استفاده میشود.
به فارسی
واژه آشفته یک صفت اصیل فارسی برآمده از پهلوی است که همخانوادههای آن شامل آشفتگی، آشفتن، آشفتهحال، آشفتهخاطر و آشفتهبازار میشود. متضادهای دقیق آن نیز کلماتی چون آرام، منظم، بسامان و مرتب هستند.
جمعبندی و توضیح کامل معنی کلمه آشفته
واژه «آشفته» صفت مفعولی مرخم از مصدر پارسی میانه «آشفتن» است که کاربرد گستردهای در ادبیات روان، شعر کلاسیک و گفتار روزمره دارد. این واژه در دو بستر کلی معنایی به کار میرود؛ بستر اول ناظر بر بینظمی، ژولیدگی و درهمریختگی ظاهری فضا یا اشیاء است و بستر دوم به حالات درونی، روانی و عاطفی انسان نظیر اضطراب، پریشانی، سردرگمی و خشم اشاره دارد.
در ادبیات نمادین و عرفانی فارسی، تعابیری چون «موی آشفته» یا «دل آشفته» بازتابدهنده شیدایی، عشق مفرط، وارستگی از تعلقات مادی و تسلیم در برابر جلال معشوق است. اگرچه خود این کلمه به دلیل اصالت فارسی در قرآن نیامده، اما معادلهای مفهومی نزدیک به آن مانند تعبیر «أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ» برای خوابهای پریشان و آشفته در متون دینی دیده میشود.