یعنی چه
کسی یا چیزی که به خاطر رفتار، ظاهر، یا ویژگی خاصی (بیشتر در مفهوم منفی و رسوایی) آنقدر مشهور شده که مردم در کوچه و بازار او را با انگشت به یکدیگر نشان میدهند. این واژه در ادبیات کلاسیک و زبان عامیانه، کنایه از رسوایی، آشکار شدن راز یا جلب توجه بیش از حد است.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت «اَنگُشتنَما» (angasht-namā) است که از دو بخش «انگشت» و بن مضارع «نما» (از مصدر نمودن) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «رسوا و مشهور به بدی» یا «مشارالیه بالبنان» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به لحن متن، اگر منظور بدنامی باشد از Notorious و اگر صرفاً جلب توجه شدید مد نظر باشد از Conspicuous استفاده میشود.
به ترکی
عبارت اول ترجمه تحتاللفظی و دقیق این اصطلاح در زبان ترکی است که همان مفهوم کنایی را منتقل میکند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، انگشتنما شدن نماد بارز رسوایی، از دست رفتن حیا یا آبرو، و مواجهه با قضاوت منفی جامعه است. صائب تبریزی در بیت زیبایی، لاغر شدن ماه نو را نمادی از انگشتنما شدن میداند: «بیریاضت نتوان شهرهٔ آفاق شدن / مه چو لاغر شود انگشتنما میگردد».
جمعبندی و توضیح کامل انگشت نما
واژه «انگشتنما» یک صفت مرکب کنایی در زبان فارسی است که از ترکیب دو بخش «انگشت» و «نما» (از مصدر نمودن) ساخته شده است. این اصطلاح به لحاظ ریشهشناسی به معنای کسی یا چیزی است که آنقدر برجسته، متفاوت یا رسوا شده که مردم با دست و انگشت او را به یکدیگر نشان میدهند. اگرچه این واژه میتواند در لغت به معنای هر نوع شهرت یا تفاوت بارز باشد، اما در سیر تطور زبان فارسی بیشتر بار معنایی منفی به خود گرفته و مترادف با مفاهیمی چون بدنامی، رسوایی و افشای راز شده است.
در ساختار زبان و ادبیات، واژههایی مانند «رسوا»، «شهره آفاق» و عبارت عربی «مشارٌ إليه بالبنان» نزدیکترین همپوشانی معنایی را با آن دارند. این کلمه در بازیها و جدولهای کلمات متقاطع نیز به عنوان یک واژه ۸ حرفی پرکاربرد، همواره در قالب معادل بدنامی و رسوایی مطرح میشود.