یعنی چه
«شِعری الغمیصاء» یا شعرای شامی، نام ستارهٔ پروسیون (Procyon) در صورت فلکی سگ کوچک است. در فرهنگ و نجوم کهن، این ستاره جفتِ کمنورترِ «شعری العبور» (شباهنگ) به شمار میرود. بر اساس اسطورههای عرب باستان، این دو ستاره دو خواهر بودند که پس از عبورِ یکی از آنها از کهکشان، این ستاره در جای خود ماند و از غم دوری آنقدر گریست که چشمانش تار، کمنور و چرکآلود (غمص) شد.
تلفظ
این ترکیب به صورت [شِعْ رَیِ الْ غُ مَیْ صاء] تلفظ میشود که واژهٔ اول دارای کسره در شین و سکون در عین است و واژهٔ دوم با ضمهٔ غین و فتح میم خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح نجومی و اساطیری دقیقاً ۱۲ حرف دارد. از معادلهای دیگر آن میتوان به شعرای شامی یا غمیصاء اشاره کرد.
به انگلیسی
در اخترشناسی مدرن، این واژه معادل ستاره Procyon (آلفای صورت فلکی کلب اصغر) است؛ اگرچه در برخی متون نجومی جدید به عنوان همدم کمنور شباهنگ یا Sirius B نیز تعبیر میشود.
به عربی
در زبان عربی این اصطلاح به همین صورت یا به شکل خلاصه «الغمیصاء» به کار میرود و در تقابل با «الشعرى العبور» شناخته میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و رایج این اصطلاح در متون کهن ادبی و نجومی ایران، «شعرای شامی» (به دلیل موقعیت جغرافیایی آن در شمال/شام) و «اُختُ السُّهیل» (خواهر سهیل) هستند.
در قرآن
ترکیب «شعری الغمیصاء» در قرآن وجود ندارد. در آیه ۴۹ سوره نجم عبارت «وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَىٰ» آمده است که طبق نظر مفسران، منظور از آن «شعری العبور» (شعرای یمانی یا شباهنگ) است که در جاهلیت پرستش میشد، نه ستارهٔ کمنور غمیصاء.
جمعبندی و توضیح کامل شعری الغمیصاء
«شِعری الغمیصاء» یک واژه و اصطلاح نجومی–اسطورهای کهن است که ریشه در فرهنگ عرب باستان و نجوم دوره اسلامی دارد. این نام به ستارهٔ کمنورتر در منظومهٔ شعری (که امروزه به نام ستاره پروسیون در صورت فلکی سگ کوچک شناخته میشود) اطلاق میگردد. ریشهٔ لغوی آن از «غمص» به معنای چشم گریان و کمنور گرفته شده است.
در ادبیات فارسی و عربی، این ستاره به دلیل داستان اساطیریاش که حکایت از ماندن پشت کهکشان راه شیری و گریستن در فراق همدم خود دارد، به عنوان نماد و استعارهای از اندوه، دوری، چشم گریان و فراق به کار میرود. این واژه کاملاً متمایز از جفت درخشان خود یعنی «شعری العبور» است که در قرآن نیز به آن اشاره شده است.