یعنی چه
سگ شکاری به گونهای از سگسانان گفته میشود که به دلیل داشتن حواس فوقالعاده قوی (بهویژه حس بویایی و بینایی)، هوش بالا و سرعت زیاد، توسط انسان آموزش میبیند تا در پیدا کردن، تعقیب، ردیابی یا آوردن شکار (مانند پرندگان و حیوانات وحشی) کمک کند. این حیوانات نقش مهمی در تاریخ بقا و شکارگری انسان داشتهاند.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [سَ گِ شِ کا ری] (sag-e šekāri) است. واژه «سگ» با فتحه روی حرف سین و واژه «شکاری» با کسره روی حرف شین ادا میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «سگ شکاری» دقیقاً ۷ حرف دارد. همچنین واژههای متراف دیگری مانند «تازی» (۴ حرف) یا «سگ صیدی» (۶ حرف) نیز به عنوان پاسخ کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Hunting dog اصطلاح عام برای این مفهوم است، در حالی که Hound به سگهای بوکش و ردیاب و Gun dog به سگهای ملازم شکارچیان مسلح اشاره دارد.
به عربی
در زبان عربی رایجترین اصطلاح «كلب الصيد» است، اما در متون کهن و فقهی از اصطلاحاتی چون «جوارح» و «مکلِّب» نیز استفاده میشود.
در قرآن
خود عبارت «سگ شکاری» به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده است، اما مفهوم و حکم شرعی آن در آیه ۴ سوره مائده صراحتاً مطرح شده است. در این آیه از واژههای «الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ» یاد شده که به حیوانات صیاد و سگهای آموزشدیده برای شکار اشاره دارد. طبق فقه اسلامی، صیدِ سگی که آموزشدیده باشد (کلب معلم)، با رعایت شرایط شرعی در حکم ذبح بوده و حلال است.
جمعبندی و توضیح کامل سگ شکاری
«سگ شکاری» ترکیبی از دو واژه فارسی اصیل است که به گروهی از سگسانان آموزشدیده برای کمک به انسان در فرآیند صید و شکار اطلاق میشود. این حیوانات به دلیل ویژگیهای زیستی برجسته مانند شامه قوی و سرعت بالا، از دیرباز همراهان وفادار انسان در طبیعت بودهاند. در زبان فارسی، واژههایی چون «تازی» یا «سگ صیدی» نیز به عنوان مترادف برای آن به کار میروند.
این واژه در فرهنگ و ادبیات مکتوب نیز جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در ادبیات فارسی نماد چابکی، هوشیاری و همنشینی با بزرگان در سفرهای شکار بوده و در متون فقهی و قرآنی (مانند آیه ۴ سوره مائده) با عنوان «مکلِّبین»، احکام خاصی برای حلال بودن صیدِ آن وضع شده است. معادلهای بینالمللی این عبارت در زبانهای انگلیسی و عربی به ترتیب Hunting dog و كلب الصيد است.