معنی
در لغتنامههای کهن، این واژه برای توصیف کودک یا بچهٔ جانوری (مانند شتر) به کار میرفته که از مادر خود جدا شده و در شرایط غیرطبیعی یا با شیر موجودی دیگر پرورش یافته است.
یعنی چه
این کلمه ریشه در زبان عربی دارد و در زبان فارسی کاربرد مستقل و رایجی نداشته است؛ اصطلاحاً به فرزندی اشاره دارد که دایه او را بزرگ کرده باشد.
مترادف
این واژهها در متون کهن ادبی و پزشکی نزدیکترین معنا را به واژه عجی رسانند.
متضاد
به طور مستقیم در منابع متضادی برای آن ذکر نشده، اما از نظر مفهومی واژههایی که به رشد طبیعی با شیر مادر اشاره دارند، متضاد آن هستند.
هم خانواده
در صورت فرض ریشه عربی، این واژگان با آن همخانواده هستند. کلماتی مثل عجیب و عجوز شباهت لفظی دارند اما همخانواده نیستند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد متون کهن فارسی شده و در اصل میتواند فعل امر از ریشه عجایت به معنی «پرورش بده» یا «تغذیه کن» باشد، هرچند ریشه دقیق صرفی آن در منابع فارسی مورد اختلاف است.
جمله سازی
در جدول
در مسابقات جدول کلمات متقاطع، اگر طفل دایهپرور یا کودک شیرخوار غیرمادری در ۳ حرف خواسته شود، پاسخ دقیق آن «عجی» است.
جمعبندی و توضیح کامل عجی
واژه «عجی» یک لغت بسیار کهن، مهجور و کمکاربرد عربی است که به متون قدیمی فارسی راه یافته است. معنای اصلی و لغوی آن به کودکی (یا بچه حیوان) اشاره دارد که به جای شیر مادر، توسط دایه یا با شیر غیرمادر تغذیه و بزرگ شده است. این واژه در ادبیات امروز هیچگونه کاربرد زندهای ندارد.
باید توجه داشت که در دنیای امروز و در ۹۹ درصد مواقع، مواجهه با کلمه «عجی» در متون تایپی ناشی از یک غلط املایی است؛ این کلمه معمولاً به جای واژههای محبوبی مثل «عجین» (مخلوط شده)، «ضجه» (به دلیل همجواری حروف ع و ض در کیبورد)، یا به عنوان بخشی از اصطلاح عامیانه و بیمعنی «عجی مجی» در شعبدهبازی به کار میرود.
بنابراین اگر این کلمه را در جدولهای متقاطع دیدید، پاسخ دقیق همان «عجی» به معنی طفل دایهپرور است، اما در متون عادی باید احتمال قوی را بر خطای نگارشی و تایپی نویسنده گذاشت.