یعنی چه
طمعکار یک صفت مرکب در زبان فارسی است که به فردی اشاره دارد که دارای میل و چشمداشت شدید، افراطی و ناپسند به مال، موقعیت، یا امتیازهای دیگران است. این فرد هیچگاه از داشتههای خود راضی و خشنود نیست و همواره به دنبال تصاحب سهم بیشتری از دنیاست.
مترادف
این کلمات همگی بر مفهوم زیادهخواهی و عدم قناعت دلالت دارند و در متون مختلف به جای یکدیگر استفاده میشوند.
تلفظ
این واژه از واژهٔ عربی «طَمَع» (به فتح ط و م) و پسوند فاعلی فارسی «-کار» ترکیب شده و به صورت «طَمَعکار» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند حریص، آزمند و طماع نیز به عنوان پاسخهای جایگزین برای طمعکار شناخته میشوند.
به انگلیسی
واژه Greedy عمومیترین معادل انگلیسی برای این مفهوم است، در حالی که Avaricious بیشتر بر طمع شدید مالی تأکید دارد.
به عربی
در زبان عربی واژه «جشع» شدت بیشتری از طمع و آزمندی افسارگسیخته را نشان میدهد.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، فرد طمعکار را با ضربالمثلهایی مثل «طمعکار رنگش زرد است» توصیف میکنند که نشاندهنده اضطراب و پریشانی ناشی از حرص اوست. همچنین در نمادشناسی جهانی، حیواناتی مانند کرکس (به دلیل لاشخوری و زیادهخواهی) و خوک یا موش به عنوان نمادهای حیوانی این رذیلت اخلاقی شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل طمعکار
واژه «طمعکار» نمونهای دقیق از ترکیبهای صفتساز در زبان فارسی است که از ریشهای عربی مایه گرفته اما ساختاری کاملاً فارسی دارد. این مفهوم در نظام اخلاقی و ادبیات ایران همواره مورد نکوهش بوده و به عنوان نقطه مقابل قناعت و خرسندی معرفی میشود. فرد طمعکار در نگاه اندیشمندان و شاعران، کسی است که به دلیل فقر درونی، هرگز با مادیات بیرونی سیراب نمیشود.
بررسی ریشهای این واژه نشان میدهد که اگرچه خودِ ترکیب فارسی در متون دینی مستقیم نیامده، اما اصل و ریشه آن یعنی «طمع» کاربردی دوگانه دارد؛ طمع به دنیا مایه سقوط و طمع به رحمت الهی (امید) مایه سعادت دانسته شده است. در نمادشناسی فرهنگی نیز این صفت با زردی چهره و حیوانات کمینگر تصویر میشود تا زشتی آن در ذهن مخاطب بیشتر نمایان گردد.