یعنی چه
این اصطلاح کنایی و عامیانه در دو معنای اصلی به کار میرود: اگر در مورد یک کار یا شیء باشد، به معنی تمام کردن، یکسره کردن و به پایان رساندن قطعی آن است. اگر در مورد یک شخص به کار رود، به معنی از میان برداشتن، اخراج کردن، رفع مزاحمت یا دک کردن او به صورت زیرکانه یا قاطعانه است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت عامیانه به صورت [کَلَکِ چیزی را کَندَن] است که در گفتار روزمره معمولاً به صورت «کلکشو کندن» نیز شنیده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، با توجه به تعداد حروف، پاسخ میتواند خود اصطلاح «کلک چیزی را کندن» (۱۳ حرف) یا عبارات مترادفی همچون «یک سره کردن»، «خاتمه دادن» و «دخل کسی را آوردن» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به اینکه منظور اتمام کار باشد یا حذف یک شخص، از اصطلاحات متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم کنایی، عباراتی که به معنای خلاص شدن، پایان دادن قطعی یا کنار زدن با حیله هستند به کار میروند.
نماد چیست
این اصطلاح از نظر ریشهشناسی نماد «آتشدان برچیدهشده» است. کَلَک در اصل آتشدان گلی آهنگران دورهگرد بوده که هنگام کوچ یا پایان کار آن را از زمین میکندند. بنابراین، نمادی از جمع کردن بساط، پایان دادن به یک وضعیت یا رفع مزاحمت یک شخص تلقی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل کلک چیزی را کندن
اصطلاح عامیانه و کنایی «کلک چیزی یا کسی را کندن» یکی از تعابیر پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشه در فرهنگ زندگی آهنگران دورهگرد و جوگیها دارد. این افراد آتشدانهای گلی خود (کَلَک) را در زمین مستقر میکردند و با پایان کار یا بروز اختلاف با اهالی، آن را میکندند و میرفتند. این فعل رفتن و برچیدن بساط، کمکم به صورت کنایه وارد زبان توده مردم شد.
امروزه این عبارت در دو بافت متفاوت معنایی به کار میرود؛ از یک سو برای کارها به معنی اتمام قطعی، فیصله دادن و طول ندادن به کار است و از سوی دیگر برای اشخاص به معنی دک کردن، کنار زدن، یا خلاص شدن از شر مزاحمت به کار میرود. بار معنایی آن در حالت دوم میتواند تا حدی منفی یا نشاندهنده حذف زیرکانه و قاطعانه باشد.
در مجموع، این اصطلاح ۱۳ حرفی در بازیهای فکری و جدولها کاربرد زیادی دارد و معادلهای دقیقی در زبانهای انگلیسی و عربی برای رساندن مفهوم «خلاص شدن» یا «به پایان رساندن قطعی» دارد که ساختار زبانی آن را غنیتر جلوه میدهد.