معنی
شجره در اصل و ریشه لغوی خود به معنی درخت یا هر نوع گیاه دارای ساقه و تنه است. با این حال، در زبان فارسی این واژه بیشتر در مفهوم اصطلاحی آن یعنی تبارنامه، نسبنامه یا نمودار تبارشناسی یک خاندان به کار میرود؛ علت این نامگذاری آن است که نمودار نسلهای انسان به شاخههای یک درخت تشبیه میشود.
یعنی چه
شجره یا شجرهنامه به معنای روشن کردن وضع خانوادگی و نسبی افراد است. این واژه نشاندهنده اصالت، ریشهدار بودن و اتصال نسلهای مختلف یک دودمان به یکدیگر است و در ادبیات عرفانی نیز به عنوان نمادی از انسان کامل و حیات پویا شناخته میشود.
مترادف
واژههای فوق نزدیکترین همپوشانی معنایی را با شجره در دو حوزه گیاهشناسی و تبارشناسی دارند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. در عربی اسم مفرد مؤنث است و جمع آن به صورت اشجار یا شجرات میآید. همخانوادههای آن شامل شجر، اشجار، مشجر و مشاجره (به معنی گره خوردن و درگیری لفظی مانند شاخههای درخت) هستند.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور از شجره، گیاه طبیعی باشد یا نمودار نسلی، معادلات انگلیسی آن متفاوت است.
به عربی
در زبان مبدأ، این کلمه دقیقاً در هر دو مفهوم لغوی و اصطلاحی کاربرد دارد.
به فارسی
برگردان و معادلهای اصیل این واژه در زبان فارسی «درخت» (برای معنای عام) و «نسبنامه» یا «دودماننامه» (برای معنای خاص و تبارشناسی) است.
جمعبندی و توضیح کامل شجره
واژه شجره از ریشه عربی به معنی درخت است که در فرهنگ و زبان فارسی جایگاهی عمیق در معنای تبارنامه و نسبنامه پیدا کرده است. علت این کاربرد، شباهت بینظیر ساختار خانواده و نسلها به ریشهها، تنه و شاخههای فراوان یک درخت است که اصالت و اتصال اعضای یک خاندان را به تصویر میکشد.
این واژه در قرآن کریم نیز ۲۷ بار در قالبهای نمادینی همچون شجره طیبه (نماد پاکی و توحید) و شجره ملعونه به کار رفته و حتی فعل آن در مفهوم اختلاف و مشاجره (گره خوردن کارها) استفاده شده است. شجره در فرهنگ شرقی نماد رشد، حیات و پیوند زمین به آسمان است.