یعنی چه
این واژه چندمعنایی است؛ در رایجترین کاربرد به معنی فریفته شدن، گول خوردن و غفلت از حقیقت است. در مباحث نجومی و تقویمی به معنای آغاز هر چیز به ویژه روز اول ماه قمری (مقابل سلخ) به کار میرود. همچنین به سپیدی پیشانی اسب یا طلیعه روشنایی و در قالب اسم صوت به معنی صدای غرش (مانند رعد یا شیر) اشاره دارد.
تلفظ
این کلمه بسته به معنا با دو تلفظ خوانده میشود: غِرّه (ghirreh) در معنای مغرور و غافل، و غُرّه (ghorreh) در معنای هلال اول ماه، سپیدی پیشانی یا صدای غرش.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه بر اساس تعداد حروف خواسته شده مشخص میشود که خود ترکیب «واژه غره» دارای ۷ حرف است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی واژه بر اساس بافتار معنایی شامل واژگان مربوط به غرور، مباحث تقویمی یا صدای بلند طبیعت است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای معانی مختلف این واژه از لغات متفاوتی استفاده میشود.
به فارسی
برابرترهای فارسی این کلمه در متون مختلف شامل فریفته، گستاخ، خودبین و غافل (در معنای اخلاقی)؛ هلال، آغاز، سپیدی و پیشانی (در معنای ظاهری و زمانی)؛ و غرش، نعره و تندر (در معنای صوتی) است.
نماد چیست
در فرهنگ نجومی و تقویمی، این واژه به دلیل شباهت به هلال باریک ماه نو و سپیدی ناصیه، نماد آغاز دوره جدید، روشنایی و طلیعه است. در ادبیات عرفانی و اخلاقی نیز به عنوان نماد غفلت، خودبینی و فریفته شدن دل به جلوههای ناپایدار دنیا شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل واژه غره
واژه غره یک کلمه چندمعنایی با ریشهای عمدتاً عربی (از ماده غ ر ر) است که در زبان فارسی جایگاه ویژهای دارد. این کلمه با توجه به حرکتگذاری حرکات، دو ساحت معنایی کاملاً متمایز را میسازد؛ در حالت کسر غین (غِرّه) به معنای فریفته شدن و غرور کاذب به کار میرود و در حالت ضم غین (غُرّه) به معنای آغاز هر چیز، طلیعه روشنایی و روز اول ماه قمری است. البته در زبان فارسی وجه اسمی دیگری هم دارد که به عنوان اسم صوت برای صدای غرش شیر یا رعد و برق استفاده میشود.
در فرهنگ اسلامی و ادبیات کلاسیک فارسی، ریشه این واژه کاربرد فراوانی در نکوهش فریب دنیا دارد. از سوی دیگر، در کاربردهای نجومی قدیم، غره همواره مقابل «سلخ» (روز آخر ماه) قرار میگرفته و نمادی از نو شدن و طراوت به حساب میآمده است.