یعنی چه
عَوار در لغت به معنای پدید آمدن زشتی، نقص یا آسیب در ظاهر و بافت چیزی است. در اصطلاحات فقهی، حقوقی و متون کهن ادبی، به عیب و نقصی که در یک کالا یا متاع وجود دارد و موجب کاهش ارزش آن میشود، عوار میگویند. همچنین به هرگونه شکاف در دیوار یا دریدگی در لباس نیز اطلاق میگردد.
مترادف
واژههای فوق در متون ادبی، حقوقی و عمومی به عنوان جایگزینهای معنایی عوار به کار میروند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده حالت تندرستی، یکپارچگی و نبود هرگونه کاستی یا ایراد در یک شیء یا مفهوم هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد (ع و ر) مشتق شدهاند که مفهوم اصلی آن به کاستی، آشکار شدن نقص یا آسیبپذیری بازمیگردد.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. اصل معنایی این ریشه به کوری یک چشم، برهنگی، یا پدید آمدن زشتی و نقص در ظاهر چیزی اشاره دارد. اگرچه خود کلمه «عوار» در قرآن نیامده، اما مشتقات دیگر این ریشه مانند «عورة» (به معنی آسیبپذیری یا پوشش) در آیاتی از سورههای احزاب و نور به کار رفته است.
به انگلیسی
این کلمات دقیقترین معادلهای زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم عیب، لکه و نقصهای ساختاری یا ظاهری هستند.
به ترکی
در زبان ترکی معاصر برای بیان عیب کالا از کلماتی مانند Defo و Kusur استفاده میشود، هرچند واژه عوار به صورت عینی در متون لغوی کهن ترکی نیز به چشم میخورد.
به فارسی
در برگردان دقیق به فارسی سره یا کاربردی، میتوان آن را به واژههایی چون «کاستی»، «آسیبدیدگی» یا «شکافتگی» تعبیر کرد که نشاندهنده خروج یک کالا یا شیء از حالت اولیه و درست خود است.
جمعبندی و توضیح کامل عوار
واژه «عَوار» (با فتح عین) از جمله کلمات دقیق و تخصصی در زبانهای عربی و فارسی است که نباید آن را با «عُوار» (به معنی تشنگی شدید) یا «عِوار» (به معنی خار چشم) اشتباه گرفت. این کلمه در اصل به معنای وجود هرگونه عیب، نقص، رخنه یا دریدگی در کالا، لباس یا ساختار یک شیء است که ارزش یا زیبایی آن را کاهش میدهد. در متون ادبی کهن و اصطلاحات فقهی و حقوقی، عوار نمادی از آسیبپذیری، پنهانکاری یا فریب در معامله (غش) به شمار میرود.
اگرچه خود واژه عوار در متن قرآن کریم ذکر نشده، اما ریشه ثلاثی آن یعنی «ع-و-ر» کاربردهای مهمی دارد؛ به عنوان مثال واژه «عَوْرَة» در قرآن به معنای نقطه ضعف، برهنگی یا امر پنهانی و آسیبپذیر به کار رفته است که با مفهوم عوار به عنوان یک نقص ساختاری همسو است.
در مجموع، این واژه چهار حرفی در حل جدولهای کلمات متقاطع و درک متون کهن حقوقی کارکرد فراوانی دارد و معادلهای دقیقی چون Defect و Flaw در انگلیسی و Kusur در ترکی دارد که همگی بر مفهوم واحدِ کاستی و دوری از کمال دلالت میکنند.