یعنی چه
مفلسی حالت و چگونگی فردی است که هیچ مال، پول و دارایی برایش باقی نمانده و به ورشکستگی یا تنگدستی مفرط رسیده است. این واژه اسم مصدر از مفلس است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه مفلسی یا افلاس به عنوان پاسخ برای راهنماهای «بیپولی شدید»، «ورشکستگی» و «تنگدستی» به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم مفلسی در زبان انگلیسی، بسته به بافت متن از واژههای مربوط به فقر مطلق یا اصطلاحات حقوقی ورشکستگی استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد (از فلس) و در زبان عربی معاصر و فقهی بیشتر از واژه «إفلاس» برای بیان این حالت استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی برای اشاره به حالت مفلسی و بیپولی از واژه ترکی Parasızlık و برای جنبه اقتصادی و رسمی آن از وامواژه İflas استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای اصیل و دقیق فارسی برای واژه مفلسی شامل تنگدستی، تهیدستی، بیچیزی، نداری و بینوایی هستند که همگی اشاره به خالی بودن دست از مال دنیا دارند.
در قرآن
خود واژه «مفلسی» یا «مفلس» با این ساختار در متن قرآن وجود ندارد؛ اما ریشه لغوی آن در قالب «بِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ» (سرمایه اندک و کمارزش مانند فلس) در آیه ۸۸ سوره یوسف آمده است. همچنین مفهوم فقر در آیات دیگر مکرراً بررسی شده است.
نماد چیست
در ادبیات عامه، مفلسی نماد شکست اقتصادی، درماندگی و بیپناهی اجتماعی است. اما در ادبیات عرفانی و اشعار شاعرانی چون حافظ و مولوی، مفلسی غالباً به عنوان نمادی از وارستگی، رهایی از تعلقات مادی و بینیازی دل از مادیات دنیا ستایش میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مفلسی
واژه «مفلسی» حالتی انتزاعی و اسمی است که از ریشه عربی «ف ل س» (فلس به معنای سکه کمارزش و پول خرد) مشتق شده است. در اصطلاح لغوی و کاربرد روزمره، این کلمه به معنای فقر مفرط، تهیدستی و وضعیتی است که در آن فرد تمام دارایی خود را از دست داده و به اصطلاح ورشکسته شده است.
این کلمه در فرهنگ و ادبیات فارسی وجههای دوگانه دارد؛ از یک سو در مسائل اجتماعی و مادی نشاندهنده سختی روزگار، نداری و بیپناهی است و از سوی دیگر در متون عرفانی، مفلس بودن و مفلسی پلهای برای رسیدن به تجرد مادی، فقر فخری و دست کشیدن از ماسویالله تلقی میشود.
در زبانهای دیگر معادلهای دقیقی برای ابعاد مختلف این واژه وجود دارد؛ در ابعاد حقوقی و تجاری به عنوان ورشکستگی (Bankruptcy/İflas) و در ابعاد اجتماعی به عنوان فقر مفرط (Poverty/Fakirlik) ترجمه و شناخته میشود.