یعنی چه
نقاقة در واژهنامهها به معنی غوک یا قورباغهای است که زیاد صدا میکند. این کلمه از ریشه عربی صفت مبالغه است و در کاربرد مجازی به زن یا شخصی گفته میشود که مدام در حال گله، شکایت و نقنق کردن باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح نون، تشدید و فتح قاف اول و فتح قاف دوم به صورت نَقّاقَة است.
در جدول
در جدولهای متقاطع اگر طراح به دنبال یک واژه پنج حرفی عربی برای قورباغه یا صفت فرد نالان باشد، پاسخ نقاقة است.
به عربی
در زبان عربی معیار برای نامیدن این جانور بیشتر از واژه ضفدع یا ضفدعة استفاده میشود و نقاقة وجه تسمیه صوتی آن است.
به فارسی
در برگردان مستقیم به زبان فارسی میتوان از واژههای اصیل غوک و وزغ برای جنبه جانوری آن، و از صفت نقنقو یا نالان برای جنبه انسانی آن استفاده کرد.
در قرآن
واژه نقاقة در متن قرآن مجید وجود ندارد. گاهی ممکن است به دلیل تشابه ظاهری با کلمه «ناقة» (به معنی شتر ماده که در قصه حضرت صالح ع آمده) اشتباه گرفته شود، اما این دو کاملاً متفاوتند و ریشه نقاقة در قرآن موجود نیست.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات، این کلمه نمادی برای حرف زدنهای بینتیجه، اعتراضهای مداوم و پُرگویی است. همچنین در ضربالمثلهای عربی نماد سیراب بودن دائم است، چنان که میگویند «أروى من النقاقة» (سیرابتر از قورباغه).
جمعبندی و توضیح کامل نقاقة
واژه نقاقة یک کلمه دخیل عربی در زبان فارسی است که از ریشه سه حرفی «ن ق ق» به معنی بانگ زدن و صدا کردن مشتق شده است. این کلمه در اصل صیغه مبالغهای است که برای توصیف قورباغه یا غوکی که بسیار آواز میخواند به کار میرود و در فرهنگ لغتهای معتبری مانند دهخدا ثبت شده است.
علاوه بر کاربرد طبیعی آن برای نامیدن دوزیستان، نقاقة در ادبیات و عرف جامعه به عنوان یک صفت مجازی نیز کاربرد دارد. این واژه برای اشاره به افراد (بهویژه زنان) پُرحرف، نالان و کسانی که مدام در حال گله و شکایت هستند استفاده میشود که معادل امروزی آن همان اصطلاح نقنقو است.