یعنی چه
واژهٔ شعلهور در لغت به معنای دارای شعله و آتشِ زبانهکش است که در حالت اشتعال و سوختن با شعلهٔ آشکار قرار دارد. این کلمه در معنای مجازی نیز به کار میرود و دلالت بر حالتهای بسیار شدید، پرهیجان، ملتهب و مهارناپذیر (مانند احساسات، خشم یا عشق سوزان) دارد.
مترادف
مهمترین واژههای هممعنی و مترادف برای این کلمه شامل عباراتی هستند که مفهوم سوختن همراه با زبانه و گرما را میرسانند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژهٔ «شعلهور» دقیقاً ۶ حرف دارد. بسته به طراح جدول، معادلهای ۵ حرفی آن مثل مشتعل یا سوزان نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از این صفات برای توصیف اشیاء یا احساساتی که دستخوش آتش و اشتعال شدهاند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژههای مشتق از ریشههای شعل و لهـب دقیقترین همپوشانی معنایی را با این واژه دارند.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه Alev به معنی شعله است و صفت ساخته شده از آن دقیقاً معنای شعلهور را افاده میکند.
جمعبندی و توضیح کامل شعله ور
واژهٔ «شعلهور» یک صفت مرکب (عربی - فارسی) است که از ترکیب واژهٔ عربی «شعله» (از ریشه شعل) و پسوند صفتساز و فاعلی اصیل فارسی «وَر» تشکیل شده است. این ساختار ترکیبی نشاندهنده دارا بودن ویژگی زبانه کشیدن آتش و اشتعال در یک جسم یا پدیده است.
این کلمه علاوه بر کاربرد واقعی و فیزیکی خود در توصیف آتشسوزیها و منابع نوری افروخته، جایگاه ویژهای در ادبیات، عرفان و زبان استعاری دارد. در این بستر، شعلهور بودن به عنوان نمادی از عشق سوزان، خشم مهارناپذیر، شور و هیجان درونی، یا تجلی یک حقیقت دگرگونکننده به کار میرود.
اگرچه خود این ترکیب فارسی در متن قرآن نیامده، اما ریشه عربی آن در آیاتی نظیر «وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا» (و موی سر از پیری سپید و برافروخته شد) برای تصویرسازیهای عمیق به کار گرفته شده است که نشان از پویایی این مفهوم در زبانهای مختلف دارد.