یعنی چه
اشراب شده صفت مفعولی از مصدر اشراب در باب افعال است. این واژه زمانی به کار میرود که چیزی با چیز دیگر به گونهای ترکیب و مخلوط شود که کاملاً در تار و پود آن نفوذ کرده و جداییناپذیر باشد؛ مانند نفوذ یک رنگ در پارچه یا رسوخ کامل یک عقیده در قلب.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب واژگانی به صورت [اِشراب شُده] است که از بخش اول عربی (مصدر مفعولی) و بخش دوم فارسی (صفت مفعولی) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، این واژه معمولاً به عنوان راهنمای سوالاتی با مفهوم آمیخته، سیراب شده یا عجینشده به کار میرود و خود واژه دقیقاً دارای ۸ حرف است.
به عربی
در زبان عربی از فعل مجهول باب افعال یا مشتقات مرتبط با ریشه (ش ر ب) برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل میتوان از واژههایی چون «آمیخته»، «دنیآلود»، «عجینشده» یا «سیرابشده» به عنوان معادلهای معنایی نزدیک استفاده کرد.
در قرآن
این مفهوم به صورت فصیح در قرآن کریم به کار رفته است؛ آنجا که در آیه ۹۳ سوره بقره درباره قوم یهود میفرماید: «وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ» یعنی دلهایشان به سبب کفرشان با محبت گوساله سیراب و عجین شده بود. همچنین در اصطلاح بلاغت قرآنی، اشراب یعنی گنجاندن معنای یک کلمه در کلمه دیگر.
نماد چیست
این کلمه در ادبیات نمادین و عرفانی، سمبل حل شدن کامل در یک حقیقت، پذیرش قلبی و رسوخ بیبازگشت یک عشق، عقیده یا تفکر در اعماق وجود انسان است، به طوری که ظاهر و باطن فرد را دگرگون کند.
جمعبندی و توضیح کامل اشراب شده
واژه «اشراب شده» صفت مفعولی مشتق از ریشه عربی (ش ر ب) است که در زبان و ادبیات فارسی به معنای آمیخته شدن، رسوخ یافتن و سیراب شدن عمیق به کار میرود. این اصطلاح زمانی استفاده میشود که دو امر چنان با یکدیگر ترکیب شوند که یکی در کل ساختار دیگری نفوذ کرده و تفکیک آنها از هم ممکن نباشد، مانند رنگی که در تار و پود یک جامه نفوذ میکند.
این تعبیر کاربرد بلاغی و قرآنی بسیار زیبایی دارد؛ چنان که در قرآن کریم برای توصیف نفوذ عمیق و شدید گوسالهپرستی در اعماق قلب قوم یهود از این ریشه استفاده شده است تا نشان دهد کفر و محبت گوساله چگونه با جان آنها عجین و سیراب شده بود. در علوم ادبی نیز اشراب به معنی تضمین معنای یک فعل در فعل دیگر است.
اگرچه این ترکیب در گفتگوهای روزمره و عامیانه فارسی چندان رایج نیست، اما در متون علمی، فلسفی، عرفانی و تفسیر قرآنی به عنوان یک اصطلاح دقیق برای رساندن مفهوم اشباع، نفوذ کلامی یا رسوخ عقیدتی مورد استفاده قرار میگیرد.