یعنی چه
در لغتنامه دهخدا، ستیغ به دو صورت اسمی و صفتی معنا شده است؛ در حالت اسمی به معنای قله، سرکوه، چکاد و بلندترین نقطه کوهستان است و در حالت صفتی به هر چیز راست، مستقیم و مرتفع مانند ستون یا نیزه اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با فتح حرف اول یعنی «سَ» تلفظ میشود و در متون کهن گاهی به صورت ستیخ نیز ضبط شده است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، عبارت مد نظر ستیغ در دهخدا دقیقا ۱۱ حرف دارد.
به انگلیسی
برای ترجمه این واژه بسته به کاربرد جغرافیایی یا ساختاری، از واژههای فوق استفاده میشود.
به فارسی
ستیغ خود واژهای اصیل و سره در زبان فارسی است که با کلماتی چون چکاد، قله، سرکوه و بلندا ترادف کامل دارد.
نماد چیست
در ادبیات و شعر فارسی، ستیغ کوه نماد مرز میان زمین و آسمان، دستنیافتنی بودن، کمال، مظهر قدرت و دستیابی به بالاترین مراتب شناخت و موفقیت محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ستیغ در دهخدا
واژه «ستیغ» از جمله لغات اصیل و فصیح زبان فارسی است که ریشههای تاریخی آن به زبانهای باستانی ایران مانند سغدی و اوستایی و پیوند با واژه «تیغ» بازمیگردد. دهخدا در لغتنامه خود توجه ویژهای به ابعاد صفتی و اسمی این کلمه داشته و آن را هم به معنای بلندای زمین و هم به معنای هر شیء عمودی و راست تعریف کرده است.
این کلمه در فرهنگ و ادبیات فارسی همواره بار معنایی مثبتی داشته و فراتر از یک اصطلاح جغرافیایی، در اشعار بزرگان به عنوان نمادی از رفعت، سربلندی، صلابت و پیروزیهای بزرگ به کار رفته است.