یعنی چه
این اصطلاح کنایه از رفتار یا گفتاری است که فرد برای حفظ منافع خود، همزمان دو حرف یا دو موضع متفاوت و حتی متضاد را پیش میگیرد. در این حالت شخص نه کاملاً پاسخ مثبت میدهد و نه منفی، بلکه میانهبازی میکند تا از هیچ سمتی آسیب نبیند و همه را از خود راضی نگه دارد.
تلفظ
تلفظ روان این عبارت به صورت «بِ نَعل وَ بِ میخ زَ دَن» است که در گفتار عامیانه معمولاً واو عطف به صورت ضمه (وُ) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ دقیق این عبارت ۱۴ حرف دارد. همچنین واژههایی مانند وسطبازی یا دوپهلوگویی نیز ممکن است به عنوان جایگزین مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی اصطلاحات متعددی برای این مفهوم وجود دارد که نشاندهنده حفظ همزمان دو طرف یا عدم شجاعت در انتخاب یک موضع مشخص است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و واژگان جایگزین این اصطلاح عبارتند از: دودوزهبازی کردن، دوپهلو سخن گفتن، مصلحتاندیشی افراطی، ابنالوقت بودن، دورویی و در تعابیر امروزیتر «وسطبازی».
نماد چیست
این اصطلاح در فرهنگ عامه و ادبیات اجتماعی نماد بارز فرصتطلبی، احتیاط بیش از حد برای فرار از مسئولیت، و نداشتن شجاعت اخلاقی برای اتخاذ یک موضع شفاف و اصولی است.
جمعبندی و توضیح کامل به نعل و به میخ زدن
اصطلاح «به نعل و به میخ زدن» یا «یکی به نعل و یکی به میخ زدن» ریشه در شغل سنتی نعلبندی دارد. نعلبندها هنگام کوبیدن نعل بر سم اسب، برای اینکه حیوان رم نکند و آسیب نبیند، ضربات چکش را تقسیم میکردند؛ یک ضربه به میخ میزدند تا محکم شود و ضربه دیگر را آرامتر به خود نعل میکوبیدند تا صدا بدهد اما اسب را نترساند. این رفتار دوگانه و محتاطانه بعدها به شکل استعاری وارد زبان روزمره شد.
در کاربرد امروزی، این عبارت برای توصیف افرادی به کار میرود که در جریان یک دعوا، بحث سیاسی یا تصمیمگیری اجتماعی، موضعی کدر و مبهم اتخاذ میکنند. هدف این افراد معمولاً عافیتطلبی، نفاق، حفظ منافع شخصی از هر دو جبهه و فرار از عواقب انتخاب یک طرف مشخص است. در متون دینی نیز اگرچه این عبارت عیناً نیامده، اما مفهوم آن کاملاً با توصیف رفتاری منافقان و افراد سرگشته بین دو گروه تطبیق دارد.