یعنی چه
عقول فعاله (یا عقل فعال) در فلسفه ارسطویی و مشایی (مانند فارابی و ابنسینا) به مرتبهای از موجودات کاملاً مجرد و مستقل از ماده اطلاق میشود که در سلسلهمراتب هستی، واسطه میان عالم ماورای طبیعت و عالم مادی هستند. این عقل که به عنوان عقل دهم یا واهبالصور نیز شناخته میشود، دو نقش بنیادین دارد: نخست افاضه حیات، فرم و صورت به ماده خام جهان (تکوین)، و دوم تبدیل عقل بالقوه و هیولانی انسان به عقل بالفعل از طریق افاضه دانش و معقولات (معرفتشناسی).
تلفظ
این ترکیب از دو واژه عربی تشکیل شده است: «عُقول» (جمع عقل) با ضمه عین، و «فَعّالَه» (صفت مؤنث یا صیغه مبالغه) با فتح فاء و تشدید و فتح عین.
در جدول
این اصطلاح در جدولهای کلمات متقاطع و راهنمای جدول معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحان سوالاتی با مضمون «آخرین عقل از عقول دهگانه در فلسفه مشاء»، «بخشنده صورتها در جهان خلقت» یا «مرتبه عالی فرشتگان مقرب در نمادشناسی فلسفی» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در متون فلسفه غرب و برگردانهای انگلیسی آثار فیلسوفان مسلمان، این مفهوم برگرفته از واژه یونانی 'Nous poietikos' ارسطو است که عمدتاً با دو عبارت فوق ترجمه و شناخته میشود.
به عربی
این ترکیب کاملاً ریشه عربی دارد و در نهضت ترجمه از یونانی به عربی وارد متون اسلامی شد. فیلسوفان مشاء همواره از آن با لفظ العقل الفعّال یاد کردهاند.
به فارسی
اگرچه این اصطلاح فلسفی به صورت مستقیم در زبان فارسی معادل تککلمهای رایجی ندارد، اما در برگردانهای سره و متون تفسیری به عناوینی چون «خرد فاعل»، «خرد کارساز» یا «خرد روان و بخشنده» توصیف شده است که نشاندهنده پویایی و تاثیرگذاری این مرتبه از وجود بر جهان مادی است.
در قرآن
عبارت «عقول فعاله» یا «عقل فعال» به طور مستقیم در متن قرآن مجید وجود ندارد، چرا که این یک ساختار اصطلاحی فلسفی است که بعدها پدید آمد. با این حال، فیلسوفان و عارفان بزرگ مسلمان نظیر ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا، حقیقت عقل فعال را با مفاهیم و نمادهای قرآنی همچون «جبرئیل» (فرشته وحی) و «روحالقدس» تطبیق دادهاند؛ زیرا هردو واسطه علمآموزی و افاضه نور به انسان هستند.
جمعبندی و توضیح کامل عقول فعاله
اصطلاح فلسفی «عقول فعاله» یا «عقل فعال» از محوریترین مفاهیم در هستیشناسی و معرفتشناسی فلسفه مشاء و اسلامی است که ریشه در آرای ارسطو دارد. این واژه به یک موجود مجرد تام اشاره میکند که آخرین مرتبه از عقول دهگانه کیهانی به شمار میرود. عقل فعال به عنوان حلقه اتصال میان جهان مادی (ناسوت) و جهان مجردات عمل میکند و وظیفه اصلی آن، افاضه صورت و کمال به موجودات زمین و همچنین هدایت ذهن انسان از دانستگی بالقوه به آگاهی بالفعل است.
در تبیین ساختاری، این واژه از نظر لغوی دارای ریشهای عربی است، اما از حیث اصطلاحی کاملاً فلسفی بوده و نباید آن را یک عبارت قرآنی تلقی کرد؛ هرچند حکما همواره با نگاهی تاویلی، آن را همارز با فرشته وحی و روحالقدس در دین اسلام دانستهاند. شناخت این مفهوم برای درک چگونگی شکلگیری معرفت و پیدایش حیات در حکمت اسلامی اهمیت بسزایی دارد.