معنی
در لغت به معنای کشش، ربایندگی و متمایل ساختن چیزی به سوی خود است. در زبان و ادبیات عامیانه بیشتر به معنای ابهت، وقار و گیرایی شخصیتی (کاریزما) به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی «جذبه» دارد، یعنی آن شخص دارای ابهت، وقار و قدرت تأثیرگذاری خاصی است که دیگران را به طور ناخودآگاه مجذوب خود کرده یا وادار به احترام میکند. در متون عرفانی نیز این کلمه به معنای حالتی روحانی است که خداوند دل بنده را به سوی خود میکشد.
مترادف
این واژهها بسته به موقعیت (کاربرد روزمره، توصیف شخصیتی یا ادبی) میتوانند به عنوان جایگزین برای «جذبه» استفاده شوند.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی به صورت «جَذْبِه» (با فتحه روی حرف ج و سکون روی حرف ذ) است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، اگر سؤال درباره «ابهت و گیرایی»، «کشش شخصیتی» یا «کشش عرفانی» باشد، پاسخ اصلی واژه ۴ حرفی «جذبه» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای ابهت و گیرایی شخصیتی بیشتر از واژه Charisma و برای کشش معنوی و از خود بیخود شدن از واژگانی چون Rapture یا Ecstasy استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل جذبه
واژه «جذبه» یکی از کلمات پرکاربرد و چندوجهی در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی (از ماده جذب) دارد. این واژه در کاربرد روزمره و عامیانه به معنای داشتن ابهت، وقار، هیبت و گیرایی شخصیتی است؛ ویژگی و قدرتی نامرئی که باعث میشود یک فرد بدون تقلا و تلاش زیاد، احترام، توجه و فرمانبرداری دیگران را به خود جلب کند.
از سوی دیگر، جذبه در ادبیات کهن و متون عرفانی ما جایگاه بسیار ویژهای دارد. در این سیاق، جذبه به معنای کشش و عنایت مستقیم الهی است که دل سالک را به سوی حق میکشاند، به طوری که فرد بدون نیاز به رنج و ریاضتِ طولانی، مراتب سلوک را طی کرده و از خود بیخود میشود. این دوگانگی معنایی باعث شده تا «جذبه» هم در مکالمات روزمره و هم در ادبیات غنی فارسی، واژهای کلیدی و قدرتمند باشد.