یعنی چه
مناعت فطرت به معنی بلندنظری، کرامت و عزتنفسی است که در ذات، سرشت و آفرینش اولیه انسان نهفته است؛ ویژگی ارزشمندی که باعث میشود فرد بهطور طبیعی و ذاتی از پستی، خواری و رفتارهای ناپسند دوری کند و طبعی عالی داشته باشد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ عربیالاصل تشکیل شده و به صورت «مَناعَتِ فِطْرَت» (manaat-e fetrat) خوانده میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول با موضوع بلندنظری ذاتی یا کرامت سرشتی، عبارت «مناعت فطرت» با ۹ حرف یا معادلهای آن مانند «عزت نفس» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم اخلاقی و اخلاقی-فلسفی در زبان انگلیسی از ترکیبهایی که به شرافت و عزتنفسِ درونی و ذاتی اشاره دارند، استفاده میشود.
به عربی
گرچه اجزای این ترکیب عربی هستند، اما عبارت عینبهعین «مناعة الفطرة» در متنهای فصیح عربی چندان متداول نیست و ادیبان عرب بیشتر از تعابیر فوق استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای روان فارسی این اصطلاح شامل تعابیری چون «بزرگمنشی سرشتی»، «عزت نفس ذاتی» و «بلندنظری طبیعی و درونی» است که پاکی خمیرهٔ انسان را میرساند.
در قرآن
عین واژهٔ «مناعت فطرت» در قرآن نیامده است؛ اما اصطلاح «فطرت» در آیه ۳۰ سوره روم («فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا») به آفرینش پاک اولیه اشاره دارد و مفهوم مناعت و خویشتنداریِ بزرگمنشانه نیز در آیاتی مانند آیه ۲۷۳ سوره بقره در توصیف نیازمندانی که از فرط تعفف و عزت نفس گدایی نمیکنند، ستوده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل مناعت فطرت
عبارت «مناعت فطرت» یک ترکیب واژگانی اصطلاحی و اخلاقی در زبان فارسی است که از دو رکن «مناعت» (به معنی ارجمندی، بزرگواری و دوری از پستی) و «فطرت» (به معنی ذات، سرشت و آفرینش اولیه) ساخته شده است. این اصطلاح به زبان ساده یعنی انسان به صورت مادرزاد و ریشهدار، روحی بزرگ و طبعی عالی داشته باشد، به طوری که کرامت نفسش به او اجازه ندهد برای منافع ناچیز دنیا تن به خواری، پستی یا منت دیگران بدهد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این ویژگی یکی از والاترین فضایل اخلاقی به شمار میرود و معمولاً نمادهایی چون «عقاب» (که بلندپرواز است و مردار نمیخورد) یا «سرو» (که آزاد و سرسبز ایستاده است) برای تصویرسازی آن به کار میروند. این مفهوم با مناعت طبع قرابت زیادی دارد اما تاکید بیشتری روی «ذاتی و خلقی بودن» این بلندنظری دارد.
از نظر ریشهشناسی، هر دو واژه ریشه عربی دارند (از منع و فطر)؛ با این حال ترکیب آنها به این شکل بیشتر در نثر ادبی، فلسفی و اخلاقی فارسی جون گرفته است و معادلهای قرآنی و روایی آن را باید در مفاهیمی چون «کرامت ذاتی انسان» و «تعفف و عزت نفس» جستجو کرد.