یعنی چه
واژهای عربی و مرکب از «ذو» (صاحب، دارنده) و «الجلال» (عظمت، شوکت) است. در فرهنگ اسلامی و لغتنامهها، این کلمه به عنوان صفت و اسمی برای خداوند به کار میرود که بر بینیازی مطلق، ابهت و بزرگی ذات الهی دلالت دارد.
تلفظ
تلفظ این واژه بر اساس قواعد ادغام زبان عربی (الف و لام خورشیدی/قمری) به صورت «ذُلْجَلال» است، هرچند در خوانش روان فارسی گاهی به صورت «ذو-ال-جلال» نیز بیان میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «صاحب شوکت الهی» یا «از صفات خداوند»، واژه ۸ حرفی «ذوالجلال» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در ترجمههای متون دینی و قرآنی به زبان انگلیسی، این صفت الهی غالباً به صورت خداوندِ صاحب شکوه و عظمت برگردانده میشود.
به عربی
این کلمه ترکیبی عربی (از ریشه ج-ل-ل) است که در متون دینی و ادعیه به وفور استفاده میشود.
در قرآن
این واژه به صورت مستقل در قرآن نیامده، بلکه ۲ بار در سوره الرحمن در ترکیب با «الاکرام» ذکر شده است؛ آیه ۲۷ در حالت رفع (ذو الجلال والإکرام) و آیه ۷۸ در حالت جر (ذی الجلال والإکرام) که توصیفکننده عظمت و بخشندگی پروردگار است.
نماد چیست
در حکمت و عرفان اسلامی، «جلال» در مقابل «جمال» قرار دارد. جلال نماد اقتدار، عظمت، تجلی هیبت و بینیازی خداوند است، در حالی که جمال مظهر لطف و رحمت اوست. ترکیب آن با الاکرام توازن میان بیم و امید (خوف و رجا) را نشان میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل ذوالجلال
واژه «ذوالجلال» یکی از نامهای نیکوی خداوند (اسماء الحسنی) است که ریشه در زبان عربی دارد و از ترکیب دو بخش «ذو» به معنای صاحب و «جلال» به معنای شکوه و عظمت تشکیل شده است. این اصطلاح بیانگر ابهت، استغنا و بزرگی مطلق خداوند است که فراتر از درک مخلوقات قرار دارد.
در فرهنگ قرآنی، این واژه همواره در کنار صفت «اکرام» (بخشندگی و کرم) به صورت «ذوالجلال و الاکرام» به کار رفته است. این همنشینی در سوره مبارکه الرحمن، تعادلی ظریف میان صفات قهریه (هیبت و عظمت) و صفات جمالیه (لطف و رحمت) پروردگار ایجاد میکند تا بندگان همواره در حالتی میان بیم و امید گام بردارند.
در حوزه ادبیات عرفانی و حل جدول نیز این کلمه کاربرد بالایی دارد. در متون کهن فارسی، شاعران و عارفان بزرگ برای نیایش و توصیف بینیازی و جلال پروردگار از این تعبیر بهره جستهاند و در فرهنگهای لغت نیز به عنوان نمادی از بزرگواری و شکوهمندی مطلق ثبت شده است.