یعنی چه
این واژه به کسی اطلاق میشود که دیار و وطن خود را ترک کرده و در کشور یا شهری بیگانه اقامت گزیده است؛ اعم از اینکه این دوری برای کار، تحصیل یا به اجبار و تبعید باشد. در روانشناسی نیز به فردی که دچار حس غربت یا بیگانگی (Alienation) شده، مغترب میگویند.
تلفظ
این کلمه با فتحه روی الف، ضمه روی میم، سکون غین، فتحه روی تاء، کسره زیر راء و سکون حرف باء تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۷ حرف دارد. کلماتی مانند مهاجر، غریب، جلاوطن و دور از دیار نیز به عنوان معادلهای آن در جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به شرایط مهاجرت فرد، واژههای متفاوتی در انگلیسی استفاده میشود. Expatriate (به اختصار Expat) دقیقاً به معنای مقیم خارج، Emigrant به معنای مهاجرِ فرستنده، و Exile به معنی تبعیدی است.
به عربی
خود واژه «المغترب» اصالتاً عربی و همراه با حرف تعریف «ال» است. در زبان عربی مدرن، واژه «المغتربون» به طور مشخص برای شهروندانی به کار میرود که در خارج از کشور خود زندگی و کار میکنند.
به فارسی
در زبان فارسی، از واژههایی چون دور از دیار، ناآشنا، غریب، جلاوطن و مهاجر به عنوان برگردان و معادلهای مستقیم این کلمه در متون ادبی و معاصر استفاده میشود.
در قرآن
واژه «المغترب» یا فعل «اغترب» به صورت مستقیم در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ هرچند مفهوم ریشهای آن (غ-ر-ب) در واژههایی مانند مشرق، مغرب و غروب دیده میشود.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه، المغترب نمادی از دوری از اصل و ریشه، تنهایی، دگرگونی هویت و تجربه تلخ مهاجرت و حس عدم تعلق به محیط پیرامون است.
جمعبندی و توضیح کامل المغترب
واژه «المغترب» اصالتاً کلمهای عربی از ریشه ثلاثی «غ-ر-ب» (باب افتعال) است که به زبان فارسی نیز راه یافته و در متون ادبی، حقوقی و معاصر به کار میرود. این کلمه به معنای کسی است که از وطن و زادگاه خود دور شده و در دیار غربت زندگی میکند؛ مفهومی که امروزه با واژگانی چون مهاجر، جلاوطن یا تبعه خارج از کشور همپوشانی کامل دارد.
این واژه در ادبیات و فرهنگ عامه فراتر از یک اصطلاح جغرافیایی یا حقوقی، حامل بارهای معنایی و عاطفی عمیقی مانند احساس تنهایی، گسست فرهنگی و تلاش برای حفظ هویت در محیطی جدید است. نمادهایی چون پرندگان مهاجر یا درختان ریشهکنشده در هنر، بازتابدهنده وضعیت روحی فرد مغترب هستند.