یعنی چه
واژه اشدق در لغت به معنای فراخدهان یا کسی است که گوشهٔ لبها و دهان او گشاد باشد. این کلمه در ادبیات و کاربردهای مجازی، به عنوان کنایه برای افراد بسیار فصیح، بلیغ، خوشبیان و زبانآور که در هنگام سخنوری کلام را به خوبی ادا میکنند، به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه به صورت فَتْحه بر روی همزه و شینِ ساکن، یعنی اَشْدَق (ašdaq) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه اشدق معمولاً با راهنماهایی چون «فراخدهان»، «گشادهکام» یا «فصیح و بلیغ» ظاهر میشود که پاسخ آن کلمهای ۴ حرفی است.
به عربی
این واژه ریشه کاملاً عربی دارد و از سه حرف (ش-د-ق) مشتق شده است که به کنج دهان اشاره دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل فراخدهان و گشادهکام در معنای ظاهری، و کلماتی چون سخنور، فصیح، زبانآور و بَلیغ در معنای کاربردی و ادبی هستند.
در قرآن
کلمه اشدق و ریشه لغوی آن در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما در احادیث و ادبیات کلاسیک عرب کاربرد دارد.
نماد چیست
این کلمه نماد قدرت بیان، فصاحت و گشادهزبانی در سخنوری است. از نظر تاریخی نیز این واژه لقب «عمرو بن سعید بن عاص»، از حاکمان معروف اموی مکه و مدینه بوده که به خاطر سخنوری بالا یا انحراف ظاهری دهانش به این نام شهرت داشت.
جمعبندی و توضیح کامل اشدق
واژه «اشدق» ریشهای کاملاً عربی دارد و در زبان فارسی معیارِ امروز، کاربرد زنده و روزمرهای ندارد. این کلمه در اصطلاح لغوی به معنای فردی است که گوشه دهان او فراخ و گشاد باشد. با این حال، در متون کهن و ادبی، بیشتر جنبه مجازی آن مد نظر قرار میگرفته و به عنوان صفتی برای انسانهای بَلیغ، فصیح و خطیبان زبانآور که کلمات را استوار ادا میکنند، استفاده میشده است.
از دیدگاه تاریخی، اشدق فراتر از یک صفت ظاهری یا ادبی، به عنوان یک لقب تاریخی برای برخی شخصیتهای دوران صدر اسلام (بهویژه امویان) شناخته میشود. در حل جدولهای کلمات متقاطع، دانستن معنای ظاهری آن یعنی فراخدهان یا معنای کنایی آن یعنی فصیح، کلید رسیدن به این واژه چهار حرفی است.