یعنی چه
این واژه در لغت و اصطلاحات عامیانه به چند معنی به کار میرود: نخست در وصف چشمی که از روی ترس، تعجب یا بیماری بیرونجسته و بیحالت شده است؛ دوم در وصف مکان یا خانهای که کاملاً خاموش، بیرونق و سوتوکور است؛ و سوم برای اجاق یا کرسی سردی که آتش آن خاموش شده باشد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [وَ غْ زَ دَ / وَ قْ زَ دَ] است و در گویش عامیانه معمولاً با قاف (وقزده) نیز نوشته و خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل با توجه به تعداد حروف (۵ حرف) خودِ واژهٔ «وغ زده» یا «وق زده» است. همچنین کلماتی مانند ورقلمبیده یا جاحظ نیز ممکن است مدنظر باشند.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، برای چشمهای بیرونجسته از واژههای Bulging یا Goggling و برای مکانهای بیروح و سرد از Desolate استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی دقیقترین معادل برای چشم وقزده واژهٔ «جاحظ» است و برای سایر معانی کنایی آن از واژگان مرتبط با خاموشی و انزوا استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و هممعنی این واژه در زبان فارسی شامل ورقلمبیده، بیرونجسته، خیره، مات، سوتوکور، خاموش، افسرده و سرد هستند.
در قرآن
این واژه یک اصطلاح کاملاً عامیانه، کنایی و اصیل در تداول زبان فارسی است و هیچ ریشه، مشتق یا کاربردی در متن قرآن کریم ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل وغ زده
واژهٔ «وغزده» که در زبان و ادبیات عامیانه با املای «وقزده» نیز بسیار رایج است، یک صفت مفعولی کنایی به شمار میرود. ریشهٔ اولیه بخش نخست آن یعنی «وغ» یا «وق» نوعی نامآوا برای شبیهسازی صداهای بلند (مانند فریاد یا عوعوی سگ) بوده است؛ اما در سیر تکاملی زبان، ترکیب آن با «زده» معنای کاملاً متفاوتی یافته و به حالات فیزیکی یا محیطی خاصی اشاره میکند.
بیشترین کاربرد این کلمه در توصیف حالت چشمهاست؛ به چشمی که از روی تعجب شدید، ترس، یا بیماریهای خاص (مانند تیروئید) حالت طبیعی خود را از دست داده و به جلو متمایل شده، وغزده میگویند. افزون بر این، اصطلاح مذکور در معنای مجازی برای توصیف خانهها و مکانهای بیرونق و خلوت یا اجاقهای کور و بیروح نیز به کار میرود.
با وجود کاربرد فراوان در محاوره و فرهنگ عامه، این واژه جزو کلمات رسمی یا دارای ریشه عربی و قرآنی نیست و در فرهنگهای معتبری چون دهخدا و معین به عنوان یک اصطلاح عامیانه و توصیفی ثبت شده است.