یعنی چه
این عبارت در اصل به خالق و نویسندهٔ کتاب «لبابالألباب» یعنی سدیدالدین محمد عوفی (عوفی بخاری) اشاره دارد. از نظر لغوی نیز به معنای آفرینندهٔ مغز، جوهر و خلاصهٔ اندیشههاست؛ چرا که «لُباب» به معنی خالص و برگزیده هر چیز و «الباب/ألباب» به معنی عقلها و خردهاست.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت واژهبهواژه شامل فتحه روی خاء، کسره گاف (به عنوان مضاف)، ضمه لفت لام در لُباب، و فتح همزه و سکون لام در اَلباب است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، پاسخ دقیق این گزاره با توجه به تعداد حروف، خودِ عبارت «خالق لباب الباب» یا نام پدیدآورنده آن یعنی «محمد عوفی» است.
به انگلیسی
برای اشاره به کتاب و پدیدآورنده آن از نام خاص کتاب استفاده میشود و برای ترجمه تحتاللفظی مفهوم لغوی آن از عباراتی نظیر Essence یا Core بهره میبرند.
به فارسی
معادل روان فارسی این اصطلاح، «نویسندهٔ کتاب گزیدهٔ خردها» یا «پدیدآورندهٔ تذکرهٔ عوفی» است که اشاره مستقیم به هویت ادبی سدیدالدین محمد عوفی دارد.
در قرآن
ترکیب کامل «خالق لباب الباب» در متن قرآن وجود ندارد؛ اما واژه همخانواده آن یعنی «ألباب» (جمع لُب به معنی عقل و خرد) در قالب عبارت مشهور «أُولِی الْأَلْبَابِ» به معنی صاحبان خرد و اندیشه، ۱۶ مرتبه در آیات مختلف برای ستایش اندیشمندان ذکر شده است.
نماد چیست
در اصطلاحات عرفانی و ادبیات نمادین، «لُباب» در برابر «قِشر» (پوسته و ظاهر) قرار دارد و نمادی از دستیابی به معرفت شهودی، باطنِ خالص حقایق، و مغز و جوهر اصیل جهان هستی است.
جمعبندی و توضیح کامل خالق لباب الباب
عبارت «خالق لباب الباب» در وهله اول یک ارجاع دقیق ادبی به خالق و نویسنده کتاب شهیر «لبابالألباب» یعنی سدیدالدین محمد عوفی (عوفی بخاری) است. این اثر که در قرن هفتم هجری تالیف شده، قدیمیترین و مهمترین تذکره شعرای زبان فارسی به شمار میرود. از این رو در محافل ادبی و طراحان جدول، این تعبیر مستقیماً برای اشاره به عوفی یا خود عنوان اثر به کار میرود.
از دیدگاه لغوی و ریشهشناسی عربی، این عبارت از ترکیب واژههای خلق (آفرینش)، لبّ (مغز و خالص هر چیز) و باب (دروازه و مدخل) ساخته شده است. مفهوم ترکیبی آن به معنی پدیدآورنده جوهر و عصاره اندیشههاست. در ادبیات عرفانی نیز این کلمات همواره نمادی برای عبور از ظاهر و پوسته امور و رسیدن به مغز حقیقت و باطن خالص معرفت بودهاند.
اگرچه این ترکیب به صورت یکجا در متون دینی و قرآنی سابقه اصطلاحی ندارد، اما ریشههای آن به ویژه واژه «الالباب» در قرآن کریم به کرات در ستایش صاحبان خرد و اندیشه (اولیالالباب) استفاده شده است تا ارزش تامل و ژرفنگری را در پدیدههای جهان یادآور شود.