یعنی چه
بهانه نهادن در فارسی کهن و ادبی به معنای دستاویز قرار دادن یک موضوع، عذر آوردن یا بهانهتراشی کردن برای توجیه یک عمل یا سر باز زدن از انجام مسئولیتی است. این ترکیب از قرار دادن و پیش کشیدن یک عذر (بهانه) شکل گرفته است.
تلفظ
این عبارت ترکیبی از دو واژهٔ «بهانه» (به فتح ب و کسر ن در حالت مضاف) و «نهادن» (به فتح ن اول و دال) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدولی بر اساس تعداد حروف، واژهٔ «بهانه نهادن» با ۱۰ حرف است. معادلهای دیگر آن نظیر عذر آوردن نیز میتوانند مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم بهانه نهادن و عذر تراشیدن از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم اعتذار کاذب یا متوسل شدن به علتهای غیرواقعی با واژههایی چون تعلل و اتخاذ ذریعه بیان میشود.
به فارسی
معادلهای روان و امروزی این واژه در زبان فارسی شامل بهانهجویی کردن، علت تراشیدن، دستاویز ساختن، توجیه کردن و عذر آوردن است.
جمعبندی و توضیح کامل بهانه نهادن
مصدر مرکب «بهانه نهادن» از ترکیب دو واژهٔ کهن فارسی یعنی «بهانه» (به معنی عذر و سبب) و «نهادن» (به معنی گذاشتن و قرار دادن) ساخته شده است. این عبارت در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در اشعار بزرگان نظیر نظامی گنجوی، به معنای پیش کشیدن یک دلیل ظاهری برای پنهان کردن مقصود اصلی یا فرار از یک مسئولیت به کار میرفته است.
اگرچه این ترکیب لفظی به صورت مستقیم در متن عربی قرآن نیامده، اما از نظر مفهومی با واژگانی چون «مَعاذیر» (عذرها و بهانهها) همخوانی دارد. در بافت فرهنگی و اخلاقی، این اصطلاح نمادی از توجیهگری ذهنی و پنهانسازی حقیقت به شمار میرود.