یعنی چه
این عبارت کنایه از غرق در شوق شدن، به طرب آمدن و به حالت هیجان، سرور عمیق یا خلسه روحی دست یافتن است. در اصطلاح ادبی و عرفانی نیز به معنای دگرگونی باطنی، طرب بدون تکلف دل، و خروج از حالت عادی به واسطه شادی یا عشق شدید است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «بِ وَجْدْ آمَدْ» است که در آن واژه «وَجْد» از ریشه عربی با سکون جیم و دال خوانده میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند «به وجد امد» (۸ حرف)، «شوریده شد» و «به طرب آمد» از مناسبترین گزینهها هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای انتقال مفهوم این اصطلاح از افعال و صفاتی استفاده میشود که بر هیجان و شادمانی بسیار شدید دلالت دارند.
به عربی
با وجود اینکه ریشه واژه عربی است، در زبان عربی معاصر افعالی نظیر ابتهج و طرب دقیقاً مفهوم شادمانی و شور شدید مابازای این عبارت را میرسانند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی فعل coşmak به معنای جوش و خروش یافتن و اصطلاح vecde gelmek دقیقاً برای این حالت روحی به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل به وجد امد
عبارت «به وجد آمد» یکی از ترکیبات فعلی زیبای زبان فارسی است که ریشه در واژه عربی «وَجَدَ» دارد. در حالی که این ریشه در زبان عربی و متن قرآن کریم عمدتاً به مفاهیمی چون «یافتن، دانستن و تمکن مالی» اشاره دارد، در سیر تطور خود در زبان و ادبیات فارسی، صبغه عاطفی و عرفانی عمیقی به خود گرفته و منحصراً برای توصیف حالاتِ شور، شوق، طرب و شادمانی بیحدوحصر به کار میرود.
این اصطلاح در ادبیات مکتوب و عرفانی ایران، نمادی از سماع، رقص صوفیانه، پرواز روح و رهایی از قید و بندهای مادی به شمار میرود. هنگامی که کسی به وجد میآید، در واقع از حالت عادی و روزمره خود خارج شده و به واسطه یک محرک درونی یا بیرونی نظیر شعر، موسیقی یا یک خبر خوش، دچار شکوفایی ناگهانی روحی و نشاطی عمیق میگردد.