یعنی چه
«الشناتر» شکل جمعِ معرفه از کلمهٔ عربی «شَنْتَرَة» است. این واژه در متون کهن لغوی به معنای انگشتان دست، بندهای انگشت یا فضای خالی میان دو انگشت به کار میرفته و در مواردی نیز به معنای گوشوارهها ذکر شده است. این واژه در زبان فارسی معیار کاربرد روزمره ندارد و یک لغت کلاسیک عربی محسوب میشود.
تلفظ
این واژه در زبان عربی با تشدید شین به صورت «اَشَّناتِر» (Aš-šanātir) و بر وزن فَعالِل تلفظ میشود، هرچند در خوانش فارسی متون تاریخی به صورت «اَلْشَناتِر» نیز خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخی برای طراحانِ سوالات سخت با راهنمای «انگشتان در زبان عربی» یا اشاره به لقب پادشاه معروف یمن (ذو الشناتر) کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی آن برای معنای بدنی و زینتی آورده شده است.
به عربی
خود واژه اصل عربی دارد و معادلهای رایجتر آن در عربی امروز فصیح آورده شده است.
به فارسی
برگردان دقیق کلمه به زبان فارسی برابر است با «انگشتان دست»، «گوشوارهها» و در اصطلاح نگارشی جدید به عنوان معادل «علامت نقل قول» یا «گیومه» شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل الشناتر
واژه «الشناتر» در اصل یک کلمه کهن و فصیح عربی (جمعِ شنترة) است که به معنای انگشتان، بندهای انگشت و یا گوشوارهها به کار میرود. این کلمه در زبان فارسی اصالت بومی ندارد و به عنوان یک واژه دخیل یا لغت تاریخی شناخته میشود. در کاربردهای معاصر عربی، گاهی به صورت مجازی به علامت نقل قول یا همان گیومه (« ») نیز الشناتر میگویند، چرا که شکل ظاهری این علامت در نگارش، تداعیکننده چنگ زدن یا انگشتان دست است.
شهرت عمده این واژه در تاریخ و تفاسیر به واسطه شخصیتی به نام «ذو الشناتر» (از ملوک غاصب و ستمگر حِمیَر در یمن باستان) است. او به دلیل داشتن یک انگشت اضافه (ششانگشتی بودن) به این لقب خوانده میشد و داستان فرجام شوم او در تفاسیر مربوط به اصحاب اخدود و پیشزمینه سوره بروج ذکر شده است. بنابراین، در فرهنگ عربی این کلمه گاهی نمادی از فرجام شاهان ظالم نیز تلقی میشود.