یعنی چه
گرسنه چشم در زبان فارسی یک ترکیب استعاری و کنایی است. این صفت برای توصیف فردی به کار میرود که به شدت ممسک، طماع و زیادهخواهی است که هر چقدر هم مال و نعمت داشته باشد، باز هم احساس نیاز میکند و چشمش به دنبال داشتههای دیگران است؛ به عبارتی نگاه و روحی سیریناپذیر دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت واجنگاری سنتی «گُ رُ سنِ چَ شم» و در آوانگاری امروزی [gorosne čašm] است.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع، واژه اصلی «گرسنه چشم» دارای ۸ حرف است. بسته به تعداد حروف خواستهشده، کلماتی نظیر حریص، طماع، آزمند و بخیل نیز به عنوان معادلهای آن کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم گرسنهچشمی از صفاتی استفاده میشود که بر حرص، بخل و ولع بیش از حد دلالت دارند.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر ترکیب وصفی عَیْن جَائِعَة، از واژگانی که ریشه در رذایل اخلاقی حرص و شُحّ نفس دارند برای توصیف این حالت استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژه دقیق و معادل برای این اصطلاح کلمه açgözlü است که دقیقاً ساختاری مشابه فارسی (چشمگرسنه) دارد و به معنای طماع است.
جمعبندی و توضیح کامل گرسنه چشم
واژه «گرسنه چشم» یک صفت مرکب کنایی و استعاری در زبان و ادبیات فارسی است که از ترکیب دو بخش «گرسنه» و «چشم» ساخته شده است. این اصطلاح در فرهنگ ما نمادی از رذایل اخلاقی همچون حرص شدید، بخل، طمع و قناعتنداشتن است. فرد گرسنهچشم کسی است که مادیات و داشتههای دنیا هرگز روح او را سیراب نمیکند و همواره نگاهی حسودانه و زیادهخواهانه به مال و منال دیگران دارد.
در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعران بزرگی نظیر سعدی و خاقانی از این واژه برای نقد رفتارهای مادیگرایانه و تشویق انسانها به قناعت و بلندهمتی استفاده کردهاند. در نگاه معنوی و فرهنگ عامه، مفهوم گرسنهچشمی با تنگچشمی و حتی گاهی نگاههای حسودانه (چشمزخم) همپوشانی دارد و در مقابلِ مفاهیمی پسندیده مانند سیرچشمی، سخاوت، مناعت طبع و غنای درونی قرار میگیرد.